X
تبلیغات
پیامک
چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
تصاویری از تعزیه

 

  حاج علی ترابی

 

رضا حیدری

 

 

محمد رضایی 

 

رضا مشایخی 

   

 

مرحوم هاشم فیاض

 

مرحوم علی محمد حجازی مهر 

 

مرتضی صفاریان 

 

اسماعیل محمدی 

 

ابوالفضل منبتکار 

 

 

 

داوود آبایی 

 

حسن برکتی 

 

سید محمد امینی 

 

چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
آیین های عاشورایی زنان استراباد (گرگان)

 

 گفت و گو با ملا صدیقه بیگم شیرنگی 

صدیقه بیگم شیرنگی فرزند آقا سید نصرالله و خدیجه بیگم شیرنگی در سال 1304 خورشیدی در محله ی دربنو استراباد (گرگان) دیده به جهان گشود. از 6 سالگی آموزش قرآن و خواندن تعزیه و روضه را نزد ملا صغرا بیگم عقیلی آغاز نموده و فنون روضه و تعزیه را نزد ملا شمسی بیگم عقیلی تکمیل نمود.

ملا صدیقه بیگم شیرنگی (میرحیدری) اکنون پیشکسوت زنان روضه خوان و تعزیه خوان گرگان است.

س ـ کار تعزیه خوانی را از کی شروع کردید؟

ج ـ من از حدود 5 ـ 6 سالگی برای آموزش قرآن پیش ملا صغرا بیگم رفتم و تا 7ـ 8 سالگی قرآن را تکمیل کردم. همزمان با آموختن قرآن، با روش های تعزیه و روضه هم آشنا شدم و تا 18ـ19 سالگی تحت تعلیم ملا صغرا بیگم بودم.

س ـ معلم اصلی شما ملا صغرا بیگم بود؟

ج ـ من مقدمات را پیش او فرا گرفته بودم ، ملا صغرا بیگم هم که صدای مرا شنیده بود مرا با خود به چند مجلس برده بود (آخر رسم بر این بود که اگر ملا ها پامنبری خوان یا سیاهی لشگر برای تعزیه کم داشتند شاگردهای ملا های دیگر را قرض می گرفتند) ملا شمسی بیگم  چند بار مرا برای خواندن برد بعد که ملا صغرا بیگم فوت کرد (تقریباً من 18ـ 19 ساله بوم) ، اول ملا بی بی سارا گفت که باید بیای پهلوی من ، مدتی پیش ملا بی بی سارا بودم ، اما بعد ملا شمسی بیگم مرا پیش خودش برد و من بیشتر کار را پیش او تکمیل کردم.

س ـ آیا خانواده شما با اینکه شما بخواهید ملا شوید مخالف نبودند؟

ج ـ چرا مادرم مخالف بود. وقتی که قرآن را پیش ملا صغرا بیگم تمام کردم، ملا گفت که صدای تو خوبه ، من باید ببرمت پای منبر. برای همین آمد خانه ی ما پیش مادرم و به مادرم گفت: «برو برایش یک کتاب جوهری و یکدانه خزائن الاشعار بگیر، من می خواهم امسال این را ببرم پای منبر» مادرم گفت: «نه من هرچی بچه آورده ام همه مردن، فقط همین یکدانه دختر برام مانده، می ترسم که فلان شود ، می ترسم که بهمان شود و از این جور حرف ها ...» اما ملا صغرا بیگم اصرار می کرد و می گفت نه! چون این صدایش خوب است باید بخواند. بالاخره از شمسی بیگم اصرار بود و از مادرم انکار. من هم که دوست داشتم تعزیه خوان بشوم گریه می کردم. تا اینکه پدرم به خانه آمد، من گریه کنان به او گفتم که می خواهم تعزیه خوان بشوم. پدرم مرا بغل گرفت و گفت اشکالی ندارد و بعد هم رفت کتاب هایی که لازم بود را خرید. کتاب جوهری و جودی و خزائن الاشعار را برایم خرید و آورد. من هم کتاب ها را بردم دادم به ملا، اونم از فردا به من نوحه یاد داد و پامنبری یاد داد و ما را برد پای منبر که رفتیم که رفتیم.

س ـ آیا به خاطر دارید نخستین بار کجا روضه خواندید؟

ج ـ اولین بار در منزل خودمان پامنبری خواندم و روی سرم هم نقل و نبات ریختند.

س ـ کتاب ها را پهلوی ملا می خواندید؟

ج ـ بله! ملا می خواند و ما از روی کتاب نگاه می کردیم و خط می بردیم. بعد ملا می گفت که اینجا را اینطوری بخوانید و آنجا را آنطوری بخوانید.

س ـ در یک دوره چند ملای بزرگ در شهر بود؟

ج ـ در زمان ما ملا صغرا بیگم بود، ملا بی بی سارا بود، ملا زهرا و ... اینها ملاهای بزرگ بودند.

س ـ گفتید در آغاز کار، پامنبری می خواندید، آیا اشعار پامنبری با اشعار منبری فرق می کرد؟

ج ـ نه! اغلب، اشعار کتاب خزائن الاشعار بود اما پامنبری خوان ها اشعار ساده تری را می خواندند و بیشتر کارشان این بود که مردم را برای منبر بعدی آماده کنند.

س ـ در واقع فضای خالی بین دو منبر را پر می کردند؟

ج ـ بله! غیر از این پامنبری خوانی فرصتی بود برای نو آموزان که پخته شوند.

س ـ کیفیت یک مجلس عشوری (روضه زنانه) چگونه بود؟

ج ـ در بعضی از خانه ها که موقوفه داشتند رسم بود که دهه می نشستند یعنی ده روز عشوری می خواندند. بعضی جاها صبح ها مراسم داشتند و بعضی ها بعد از ظهر ها، در این خانه ها باز بود و هر زنی که می خواست داخل می شد و درون اتاق ها و اگر هوا خوب بود داخل حیاط می نشست. یک اتاق هم مخصوص ملا ها بود که در آنجا نان و چایی و قهوه می خوردند و قلیان هم می کشیدند.

روضه خوانی از صبح بود تا بعد از ظهر یعنی از ساعت 6 صبح شما روضه خوانی داشتی، هشت صبح دو خانه آن طرف تر و باز ساعت 10 یک خانه ی دیگر ، سر ظهر روضه خوانی نبود اما باز بعد از اذان ظهر و نهار دوباره تا اذان مغرب روضه خوانی ادامه داشت.

در مراسم روضه خوانی (عشوری) چای شیرین و قهوه و قلیان و نان روغنی و پنیر و... می دادند.

کار ملا ها هم به این صورت بود که ابتدا پامنبری خوانان می خواندند و بعد ملا ها می خواندند و باز بین هر منبر یک نفر پامنبری می خواند.

س ـ معمولاً برای یک مجلس عشوری چند نفر ملا می آمدند؟

ج ـ حدود 10 ـ 12 نفر ملا و شاگرد بودند. یک اتاق 12 متری را فرض کن دورتا دور آن شاگرد و ملا می نشستند و یک منبر هم بود. پامنبری خوان می خواند و شاگرد بزرگ ها     می رفتند بالای منبر و بعد ملا بزرگ ها می رفتند روضه می خواند.  

س ـ آیا در مراسم عشوری (روضه زنانه) سخنرانی هم می شد؟

ج ـ نه فقط روضه و مصیبت می خواندند.

س ـ آیا روضه خوان مرد هم در مراسم زنانه حضور داشت؟

ج ـ نه! زنان روضه خوان هم زیاد بودند و هم خوش صدا برای همین نیازی به مرد ها نبود. از طرف دیگر در مجالسی که زن ها می خواندند هیچ مردی نمی توانست وارد شود اما در مجالسی که مردها می خواندند ، زن ها هم روضه می رفتند.

س ـ آیا زنان روضه خوان شهرهای دیگر هم به عنوان مهمان برای روضه خوانی دعوت می شدند؟

ج ـ نه! ممکن بود که یکی اتفاقی بیاید و او را تعارف کنند و بخواند اما کسی که برای خواندن دعوت شود؟ نه!

س ـ تعزیه را چه موقع اجرا می کردند؟

ج ـ تعزیه را در فصل بهار و بیشتر روزهای بلند اجرا می کردند.

س ـ حتی اگر محرم در بهار نبود هم؟

ج ـ بله ! محرم فقط روضه خوانی بود. حالا اگر محرم در بهار می افتاد تعزیه هم می خواندند اما تعزیه مخصوص بهار بود.

س ـ یعنی زن ها در محرم هیچ گونه آیین نمایشی اجرا نمی کردند؟

ج ـ چرا! گفتگو را اجراء می کردند.

س ـ در مورد گفتگو توضیح دهید؟

ج ـ در گفتگو همان متون و اشعار تعزیه ، بدون اجرای نقش، خوانده می شد و فقط بعضی ازقسمت های آن به اجرا در می آمد.

س ـ ممکن است یک مثال بزنید؟

ج ـ مثلاً شما نذر داشتی در مجلسی که برای روضه خوانی گرفته ای، مجلس فاطمه صغرا را هم بخوانند. ملا شروع می کرد به خواندن مجلس فاطمه صغرا تا آن که می رسید به آنجایی که فاطمه صغرا می رود جلوی دروازه و مرد عرب می آید و از او سؤال و جواب می کند و می گوید پدرت امروز می آید. آن وقت فاطمه صغرا می آید به خانه به جده اش می گوید که بلند شو ، خانه را آب  و جارو کن که پدرم دارد می آید. آن وقت ملا می خواند که تخت بیار برای قاسم، لباس بیار برای ابی الفضل ، بالش بیار برای تکیه گاه ابی الفضل، نمی دانم، لباس برای عروسی علی اکبر و از این جور چیز ها ... وقتی این ها را می خوانند بلند می شوند و این کارها را هم اجرا می کنند یعنی وقتی می گویند «مسند بیار ای جده از بهر باب زارم   /    بابم رسد به زودی از غصه دلفکارم...» یک تیرمه یا یک بغچه می آوردن پهن می کردن، برای علی اکبر گلاب می ریختند، یک پارچه دیگر می آوردند رویش گلاب می ریختند، بالش می گذاشتند برای تکیه گاه ابی الفضل این کار را گاهی اوقات خود خواننده اجرا می کرد و گاهی اوقات خواننده می خواند و یکی دو نفر دیگر اجرا می کردند.

البته این ها تعزیه اش ام هست مثلاً همین فاطمه صغرا که صحبتش را می کنم تعزیه ی خیلی مفصلی دارد که تقریباً 10 ـ 20 سال پیش می خواندند(الآن دیگر نمی خوانند)  

س ـ سؤال و جواب دقیقا چیست؟ لطفاً یک مثال بزنید.

مثلاً من دفتر ام لیلا را می گرفتم و شما دفتر علی اکبر ، بعد من با شما سؤال و جواب می کردم. شما می گفتی و من جوابت را می دادم یا من می گفتم و شما جوابم را می دادی.

س ـ تفاوت تعزیه و گفتگو چه بود؟

ج ـ تعزیه اش هم همینطور مثل گفتگو بود دیگه ، دختر آقا (ملا شمسی بیگم)، خدابیامرز، خودش فاطمه صغرا می شد.

 س ـ دختر آقا نقش اباعبدالله را هم می گرفت؟

ج ـ آره! نقش اباعبدالله مال ملای بزرگ بود یک پیرهن کفنی هم داشت که با ترجین روی آن تیر دوخته بودند. این مال تعزیه شهادت بود که دفترش خیلی مفصله خیلی هم آدم        می خواد. دو سه روز هم طول می کشه.

س ـ پس می شه گفت یکی از تفاوت های تعزیه با گفتگو در تعداد آدم هایی است که نقش ایفا می کنند؟

ج ـ آره! تعدادش بیشتره ، دغدغه اش هم زیادتره. مثلا در شهادت؛ دفتر امام حسین است، دفتر شمر است ، دفتر ابوالفضل است، دفتر علی اکبر، سکینه، زینب، طفلان، رقیه، چندتا بچه ها و... این ها همه توی همون تعزیه شهادت بودند.

س ـ یعنی همزمان با خواندن، دفتر هم همراهتان بود؟

ج ـ آره! همون دفتر دست ما بود. مثلا کلیات توی دفتر بزرگ نوشته بود که دست خود دختر آقا بود.

س ـ یعنی در واقع یک نفر بود که تعزیه گردانی می کرد و نقش کارگردان را داشت؟

ج ـ آره! مثلاً نوبت من که می شد می گفت من متنم را بگم و با دیگری صحبت کنم، یا مثلا نوبت شما که می شد اشاره می کرد که نوبت شما است و شما باید بگید.

س ـ یعنی کلیات دست دخترآقا بود و شما هم متن مربوط به خودت را داشتی؟

ج ـ بله ! هرکسی دفتر خودش را داشت ، بعد توی کلیات نوشته بود که هرکسی چه موقع حرفش را بزند.        

س ـ قبلاً گفتید که رسم بود که ملا ها وقتی برای تعزیه نفر کم می آوردند شاگردهای ملاهای دیگر را می گرفتند. آیا ممکن بود که ملا ها با دسته هایشان در کنار هم تعزیه اجرا کنند. لطفاً توضیح دهید.

ج ـ آره! در کنار هم اجراء می کردن. مثلاً وقتی ملا صغرا بیگم تعزیه فرنگی می خواند، چون تعزیه فرنگی جمعیت زیادی می خواد؛ می فرستاد دنبال ملا شمسی بیگم ، اون هم با دو سه تا شاگرداش می آمد و بعد تعزیه فرنگی می خواندن، شمسی بیگم فرنگی می شد، خود ملا صغرا بیگم هم نقش یزید را بازی می کرد. بهش می گفتن که تو ساداتی چرا می خواهی نقش یزید را بازی کنی ؟ می گفت همین که باعث بشوم یزید را لعنت کنن برای من ثواب داره. 

س ـ آیا تعزیه خوانان قبل از اجراء تمرین هم می کردند؟

ج ـ وقتی که به مجلس می رفتیم تا جمع بشن، ما هم می رفتیم توی یک اتاق، ملا شمسی بیگم دفترها را تقسیم می کرد، می گفت نگاه کنین تا باز اشتباه نشه، آره همه چی از روی حساب و کتاب بود.

س ـ هر ملای بزرگ مثلا همین صغرا بیگم و شمسی بیگم معمولاً چند شاگرد بزرگ داشتند؟

ج ـ حدوداً شش هفت شاگرد بزرگ داشتند. مثلا شاگردهای ملا صغرا بیگم؛ یکی مریم بیگم طاهری (خانم نبوی) بود، یکی اسمش نبی بود، یکی معصومه ، یکی صدیقه، یکی سکینه دختر ملا بی بی سارا بود و یکی دونفر دیگر هم بودند.  

س ـ شاگردهای جدید را ملاهای بزرگ تعلیم می دادند یا شاگردهای بزرگ؟

ج ـ وقتی می رفتیم پای منبر هر کسی به دیگری یاد می داد. مثلا من به شما یاد می دادم، شما به اون یاد می دادی ، اون به اون و ... بیشتر شاگردها را، من یاد دادم و وادار به آموختن کردم، تعزیه ها و گفتگوها را وقتی می گرفتند نمی توانستند بخوانند، قبل از اینکه شروع بشود می آمدند پهلوی من، من همه چیز را بهشان یاد می دادم، و روش را بهشان می دادم آن وقت روضه یا تعزیه شروع می شد.

س ـ شما خودت چندتا شاگرد داشتی؟

ج ـ بعد از ملا شمسی بیگم ملای بزرگ خواهر ماجور بود ، چند سالی هم هست که من هستم و یک شاگرد بیشتر ندارم.  

س ـ برای تعزیه خوانی شما وسایل یا لباس های خاصی داشتید؟

ج ـ لباس خاص ما فقط لباس شیر بود که برای تعزیه شهادت آن را می پوشیدیم.

س ـ زن ها از لباس شیر نمی ترسیدند؟

ج ـ چرا! بیشتر بچه ها می ترسیدند.

س ـ دیگه چه وسایلی داشتین؟

ج ـ دیگه شمشیر و سپر و از این جور چیز ها . برای تعزیه امام علی هم که در ماه رمضان اجرا می شد کسی که نقش قنبر را اجرا می کرد کشکول و تبرزین هم داشت. مثلاً در تعزیه قتل و غارت خیمه بود که آتش می زدند و پای بچه ها را می بستند. مثل ما که بچه بودیم به جای زنجیر به پای ما پارچه می بستند و پارچه ها را هم نفت می زند ، بعد وقتی که پارچه ها را آتش می زدند می ترسیدیم و پای ما را عقب می کشیدیم. در تعزیه فرنگی هم بندو بساط زیاد بود مثلا فرنگی ها که حضرت زینب را اسیر می گرفتند؛ روی سرشان چتر می گذاشتن و ...   

س ـ برای نشان دادن حضرت علی اصغر بیشتر از بچه های نوزاد استفاده می کردند یا عروسک درست می کردند؟

ج ـ یک عروسک درست می کردن مثل یک بچه که یک صورت با چشم و ابروی قشنگ داشت. بعد لباس بچگانه تنش می کردند و قنداقش می کردند و می آوردندش توی تعزیه شهادت، اباعبدالله روی دستش می گرفت، بعد حرمله تیرش می زد.

س ـ لباس ها را چه کسی می دوخت؟ خود ملاها یا خیاط خاصی بود؟

ج ـ نه بابا! یک لباس ساده می انداختن روی تنشان و فقط یک آستین و یک یقه بیشتر نداشت.

س ـ  بچه های کوچک چه نقش هایی اجراء می کردند؟

ج ـ بیشتر نقش اسراء را اجراء می کردند.

س ـ گفتید تعزیه ها را بیشتر در بهار اجرا می کردید.  بیشتر چه تعزیه هایی اجراء می شد؟

ج ـ در فصل بهار و روز های بلند از بعد از ظهر شروع می کردند تا غروب هم تمام می کردند همه ی تعزیه ها را اجرا می کردیم. تعزیه حر بود ، تعزیه شهادت بود ، تعزیه قتل و غارت بود،  تعزیه علی اکبر بود، تعزیه ابی الفضل بود، تعزیه قاسم بود، تعزیه امام رضا بود، تعزیه موسی بن جعفر بود، تعزیه حضرت رقیه بود، یوسف بود که توی چاه می انداختنش و ...

دو ماه محرم و صفر فقط روضه بود ، بعد از محرم مثلاً عید که می شد(روزهای بلند) ؛ هر روز یک تعزیه می خواندن . مثلاً شما میگفتی امروز برای من تعزیه علی اکبر بخوان ، یا اون یکی می گفت تعزیه ابوالفضل بخوان، یک حیاط بود و همه چی مرتب بود . دختر آقا خیلی هم شاگرد داشت. خیلی جمعیت بود، مادر عباسعلی بود ، مادر حلیمه بود.

س ـ مادر عباسعلی همان ملا ربابه بیگم است؟

ج ـ بله! همان ربابه بیگم.

س ـ آیا پیش می آمد که در حین خواندن تعزیه کسی متن را فراموش کند یا تپق بزند؟

ج ـ آره! خیلی! وقتی کسی فراموش می کرد یکی دیگه فوری جواب را می داد که مجلس خنک نشه و به هم نخوره.

س ـ در میان خانم ها کسی بود که بعضی از شعرها ی مصیبت یا تعزیه را خودش بسراید؟

ج ـ آره! خانم عقیلی بود. حتی در بعضی مجلس شعر بداهه هم می گفت.

س ـ گفتید ملا صغرا بیگم نخستین استاد شما بود؟ کمی در مورد ایشان توضیح دهید.

ج ـ ملا صغرا بیگم از سادات عقیلی بود ، عقیلی ها همه اهل علم بودند و در کارهای مذهبی پیشگام بودند. ملا صغرا بیگم خواهر اعتضاد عقیلی و برادرزاده معتضد عقیلی دو منبری بزرگ آن زمان بود. اعتضاد و معتضد دو ماه محرم و صفر را از تهران به گرگان می آمدند و منبر می رفتند.  

خودش وقتی در حالت عادی صحبت می کرد، زبانش می گرفت اما وقتی بالای منبر می خواند اگر دو ساعت هم طول می کشید یک لحظه هم لکنت نمی خورد.

اکثر ملاهای بزرگ اون موقع زیر دست ملا صغرا بیگم بودند مثل ملا بی بی سارا و ملا شمسی بیگم و ...

س ـ از ملا های قدیمی چه کسانی را به خاطر دارید؟

ج ـ ملا صغرا بیگم، ملا بی بی سارا، ملا مسین (مادر محمدحسین) ، ملا کلاه پاره (ملا بشکن)، ملا معصومه (مهیمنی) که اون هم شاگرد ملا صغرا بیگم بود و بعد از اینکه ملا بی بی سارا و ملا نجمه بیگم همه مردند اون وقت منبر دست ملا معصومه افتاد، دیگه ملا شمسی بیگم ، ملا ربابه بیگم(مار عباسعلی) ، ملا زبیده (فندرسکی) ، ملا ماجور، ملا بگم (بیگم زن قدس) که شاگرد عاروس ملا خردو بود ، خود ملا خردو هم از ملا های خیلی قدیمی بود که ما فقط عروسش را دیده بودیم که به نام خودش معروف نبود بلکه به نام عاروس (عروس) ملا خردو می شناختندش و...

س ـ در زمان رژیم پهلوی حکومت از جرای این مراسم جلوگیری نمی کرد؟

ج ـ چرا قدغن کرده بودند. همین ملا صغرا بیگم می آمد خانه ی ما روضه می خواند. هر وقت که می آمد می گفت برین دم در بایستین مواظب باشین کسی نیاد. ما هم می رفتیم جلو در می ایستادیم تا ملا روضه اش تمام بشه. در زمان قدغنی خودش تنها می آمد بدون شاگرد و همراه ، چون خیلی اذیت می کردند.

دو صفحه از دفتر تعزیه حضرت عای اکبر (ع)، مربوط به دفتر ام لیلا به خط ملا شمس السادات عقیلی استاد ملا صدیقه بیگم

  

 

صدیقه بیگم شیرنگی (میرحیدری

  

  صدیقه بیگم شیرنگی (میرحیدری)

زنان تعزیه خوان دوره قاجار

 

زنان تعزیه خوان دوره قاجار

چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
پیشینه تعزیه

برخی پژوهشگران، پیشینه تعزیه را به آیین‌هایی چون مصائب میترا، سوگ سیاوش، و یادگار زریران باز می‌گردانند و برخی پدید آمدن آن را متأثر از عناصر اساطیری میان رودان، آناطولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه‌های تاریخی در فرهنگ‌های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن کارساز دانسته‌اند. ولی به گمان بسیار، تعزیه جدا از شباهت‌هایش با عزاداری‌های آیینی گذشته شکل تکامل یافته‌تر و پیچیده‌ترِ سوگواری‌های ساده شیعیان سده‌های نخستین برای شهدای کربلا است

اگر تعزیه را به معنی عزاداری و سوگواری و نه به معنی شبیه‌خوانی امروز گمان کنیم، نخستین سوگواری بعد از پیشامد عاشورا از سوی گواهان عینی واقعه کربلا بوده که در سنین کودکی و نوجوانی پس از عاشورا به اسارت رفتند، در واقع از هنگامی که قافله اسرا به طرف شام حرکت نمودند. برخی شبیه‌خوانی و برپایی تعزیه را جهت تماشای عینی واقعه کربلا را به یزید که گویا از عاملین واقعه کربلا خواسته بود تا اعمال زشتی را که مرتکب شده‌اند نمایش دهند و برخی به صفویه، دیالمه و قاجاریه نسبت داده‌اند

چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
موسیقی ردیفی و تعزیه خوانی در ایران

شاید روضه‌خوان‌ها، نوحه خوان‌ها، مرثیه‌خوان‌ها و درویش‌های دوره گرد اولین کسانی هستند که بدون کمک آلات موسیقی برای مردم کوچه و بازار آوازهایی را در مدح اولیا و انبیا می‌خوانده‌اند.

کاربرد وسیع و استفاده از آوازهای موسیقی ایرانی در مراسم و آیین های مذهبی ایران باعث به‌وجود آمدن تعزیه‌خوانی در ایران شد. تعزیه ترکیبی از نوحه خوانی و نمایش است که جنبه های نمایشی آن کم رنگ تر است، لذا می توان گفت تعزیه نوعی اپرای نمایشی با موضوع مذهبی است.

تعزیه خوانی به احتمال قوی در اواخر دوره ی صفویه شکل گرفت اما در دوره ی قاجاریه اهمیت بیشتری یافت. در این زمان فقط از سازهایی مانند نقاره استفاده می شد، ولی به تدریج سازهای غربی و بومی مناطق مختلف ایران با توجه به منطقه ی جغرافییی به گروه های تعزیه خوانی وارد شد.

بی شک تعزیه‌خوان‌ها در اشاعه و انتقال بسیاری از آوازها و نغمه‌های بومی و ملی نقش به مراتب گسترده و حیاتی تر از سایر مجریان موسیقی مذهبی داشته‌اند.

با گسترش هنر و حضور فعال تعزیه‌خوان‌ها در این عرصه و همچنین پیدا شدن شرایط مساعد برای فعالیت‌ آواز‌خوانان و نوازندگان که از افراد آگاه به موسیقی و به اصطلاح ردیف دان بودند، زمینه‌ی گستردها‌ی جهت انتشار موسیقی ردیفی فراهم گردید.

گردهم‌آیی شاخص‌ترین هنرمندان و خوانندگان در پایتخت در اواسط دوره‌ی قاجاریه باعث سامان بخشی و کلاسه شدن موسیقی سنتی ایران و هم زمان رشد و تکامل تعزیه‌خوانی شد، به‌طوری که خوش آواز‌ترین هنرمندان کشور هم‌چون سید زین العابدین قراب کاشی و رضا قلی تجریشی که جزء خوانندگان درباری بودند، سید عبدالباقی بختیاری و میرزا رحیم کمانچه کش که از اولین اساتید این فن بودند و یا اقبال آذر ( اقبال السلطان )، قلی خان شاهی، آقا جان ساوه‌ای، حسینعلی نکیسا و ... جزء مجریان تعزیه نیز بوده‌اند.

وجود هنرمندانی این چنین و تشویق و ترغیب آنان از سوی دربار در جهت اجرای تعزیه‌ها علاوه بر تأثیر و نفوذ قابل ملاحظه‌ی این‌گونه مجالس سوگواری در اذهان عمومی، به ساختار موسیقی تعزیه فرم آشکاری بخشید. آگاهی این هنرمندان زبده بر الحان و نغمه‌های موسیقی و استفاده از این‌ گونه نغمات در تعزیه‌ها در عمومیت بخشیدن دستگاه‌ها و گوشه‌های ردیف موسیقی تازه شکل یافته‌ی دوران قاجار نیز تأثیر بسزایی داشت. در این میان نباید نقش متقابل تعزیه خوانی در نگهداری و فراگیر شدن الحان و ردیف موسیقی ایرانی را در شرایط اجتماعی آن زمان که قشر زیادی از مردم موسیقی را حرام و به طبع مخالف آن بودند؛ فراموش کردند. زنده یاد استاد ابو الحسن صبا در « مجله ی موسیقی » به تاریخ بهمن ماه 1336 می نویسد:

(( ... بهترین جوانانی که صدای خوب داشتند از کوچکی نذر می کردند که در تعزیه شرکت کنند و در ماه های محرم و صفر همگی جمع شده و تحت تعلیم معین البکاء که شخص وارد و عالمی بود تربیت می شدند. این بهترین موسیقی بود که قطعات منطبق با موضوع می شد و هر فردی مطالبش را با شعر و آهنگ رسا می خوانند. ناگفته نماند که تا کنون تعزیه بوده است که موسیقی ما را حفظ کرده است. ... ))

به هر حال حضور به جا و تأثیر گذار دستگاه‌ها و گوشه‌ها به فراخور دیالوگ بازیگران هر مجلس تعزیه، حاکی از تجربه‌ی گرانبهایی است که به سبب همین تجربه‌ها، تعزیه‌خوانان از آن برای کاربرد نغمات در جایگاه مناسب خود استفاده نمودند.

اهمیت موسیقی آوازی در تعزیه ها به گونه ای است که ایفاگران نقش ها می بایست از دستگاه های موسیقی مطلع باشند تا اگر نقش آن ها تغییر یافت، بتوانند در آواز معین بخوانند. در موسیقی تعزیه برای نقش های افراد آوازهای متناسب با نقش های آن ها انتخاب می شود. به عنوان مثال شمر در نوا یا رجز و علی اکبر (ع)  در دشتی می خواندند و برای پیشگیری و آمادگی از تغییر نقش ناگهانی، هر کس باید الحان و اشعار دیگر نقش ها را فرا  گیرد.

آنان با تشخیص به جا و صحیح کاربرد نغمه‌ها و جایگاه آن‌ها در تعزیه جهت تأثیر‌گذاری بیشتر آن در قلوب مردم، سود جستند. این هنرمندان در اثر سال‌ها تمرین و ممارست دریافتند که چه دستگاه‌ها و گوشه‌هایی را در هر یک از مجالس مختلف به کار گیرند تا باز تاب حسی مطلوب بر بیننده و شنونده داشته باشد. برای مثال حضرت عباس باید چهارگاه بخواند، حر؛ عراقی می خواند، عبداله بن حسن که در دامن شاه شهیدان به شهادت رسیده است؛ دست قطع شده ی خود را به دست دیگر گرفته و گوشه ای از آواز راک می خواند که به همین جهت آن گوشه به راک عبداله معروف است. زینب؛ گبری می خواند. اگر در ضمن تعزیه، اذانی باید بگویند به آواز کردی می خوانند. در سؤال و جواب ها هم  تناسب آوازها با هم رعایت شده؛ به عنوان مثال اگر امام با حضرت عباس سؤال و جوابی داشتند، امام شور می خواند و عباس نیز باید جواب خود را در دستگاه شور بدهد. اما سرلشگران، افراد و امرا با صدای بلند و پر پرخاش در مخالف آواز می خوانند.   

  

 

 

 گذشت زمان، مردم مناطق مختلف کشور به جای استفاده از تعزیه خوان‌های دوره گرد، خود، سکان این هنر را به دست گرفتند و ابداعات جالبی را جهت تطبیق حسی آوازهای تعزیه با فرهنگ بومی خود به وجود آوردند. آنان دستگاه‌ها و گوشه‌هایی را در تعزیه‌خوانی دخیل نمودند که از نظر حسی با موسیقی بومی آنان هماهنگی بیشتری داشت. این تغییرات باعث رونق و علاقه‌ی بیشتر مردم نواحی مختلف به تعزیه خوانی و مراسم تعزیه شد.

البته ذکر این نکته ضروری است که تعزیه‌خوان‌های مناطق مختلف ایران هرگز راه افراط را نپیمودند. آن‌ها پیوسته از تجارب استادان گذشته در انتخاب آواز‌های تعزیه سود برده و دستاوردهای قبلی را مد نظر قرار دادند. به خاطر همین موضوع است که برخی دستگاه‌ها و گوشه‌های تعزیه‌خوانی در تمام نواحی ایران یکسان است. برای مثال می‌توان به دستگاه چهار‌گاه و سه‌گاه و گوشه‌های حماسی برای صحنه‌های نبرد و از آوازهای دشتی، بیات ترک و نوا که برای مظلومیت استفاده می‌شده اشاره کرد.

نکته‌ی دیگر در تعزیه‌خوانی فرم مرکب خوانی در ردیف موسیقی ایرانی است. » جهانگیر نصری اشرفی « در کتاب » نمایش و موسیقی در ایران « می‌نویسد :

((نمونه‌های بی بدیل مرکب‌خوانی در ده مجلس آغازین روزهای ماه محرم ( از روز اول تا روز عاشورا ) و تعزیه‌ی شام غریبان، هنر و هوشمندی تعزیه‌گردان‌ها در تغییر دستگاه‌ها و مایگی نغمات را به هنگام مکالمات و کاربرد صحیح و منطقی آن‌ها نشان می‌دهد. از مجموع یکصد و هفتاد و پنج مجلس تعزیه‌ای که در 13 منطقه‌ی ایران به طور کامل شنیده و ثبت شد، این نتیجه قابل توجه است که تقریباً کلیه‌ی دستگاه‌ها، گوشه‌ها و آوازهای موسیقی ردیفی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر این سود بردن از قدیمی ترین انواع تصانیف در قالب پیش آواز، نوحه و مرثیه معمول است. ضمن اینکه فرم‌های مختلف اعم از مرکب‌خوانی و تلخیص و گزینش اصلح گوشه‌ها و نغمات یک دستگاه در شکل‌های مختلف و تغییر در برخی حالات جهت تطبیق با حس تعزیه حاکی از نقش گسترده‌ی موسیقی سنتی ایران در آوازها و الحان تعزیه است. ))

در واقع هنرمندان تعزیه خوان پیوسته از همه‌ی داشته‌های ایرانی سود برده‌اند، ضمن اینکه در استفاده از برخی سبک‌ها و شیوه‌های غیر ملی هم‌چون رجز خوانی با سبک و روش سنتی اعراب نیز امتناع نورزیده‌اند.

در پایان با توجه به نکات ذکر شده در فوق به نقش اساسی تعزیه‌خوان‌ها در گسترش انواع موسیقی ردیفی، آیینی و نواحی ایران پی خواهیم برد.

چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
تعزیه : کهن تزین صحنه گردانی ایرانی

تاریخچه تعزیه در فرهنگ ایرانی
 

تعزیه به معنى سوگوارى، برپا داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته است. اما آنچه به عنوان تعزیه مشهور است، گونه‌اى از نمایش مذهبى منظوم است که در آن عده‌اى اهل ذوق و کار آشنا در جریان سوگوارى‌هاى ماه محرم و براى نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت پیامبر(ع)، طى مراسم خاصى بعضى از داستان‌هاى مربوط به واقعه کربلا را پیش چشم بینندگان بازآفرینى مى‌کنند.

تعزیه معمولا با به اجرا درآمدن پیش خوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مى‌شود. کسى که تعزیه را برپا مى‌کند را «بانى» و گرداننده آن را، «تعزیه گردان»، «ناظم البکا» یا «معین البکا» و بازیگران آن را «تعزیه‌خوان» یا «شبیه‌خوان» مى‌نامند. همچنین به سایر همکاران برپایى تعزیه «عمله تعزیه» گفته مى‌شود. در این نمایش محدودیتى براى استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست. مثلاً در زمان ناصرالدین شاه به هنگام اجراى مجلسى از مجالس تعزیه هنگامى‌که سخن از وجود یک شیر به میان آمد، بى‌درنگ صورت زنده این جانور را که در قفسى محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا مى‌گذاشتند تا هیجان صحنه بیشتر شود. شبیه‌خوان‌ها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آن‌ها مصراع‌هاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى هیچ زحمتى نقش‌آفرینى خود را دنبال کنند. بازیگران ناشى یا خردسال را شخص تعزیه گردان، از کنار محدوده نمایش راهنمایى مى‌کند. حتى گاهى به شبیه خوان‌هاى کارآزموده نیز تذکراتى مى‌دهد. نقش زنان را هم مردان بازى مى‌کنند که در این حالت به آن‌ها «زن‌خوان» مى‌گویند. چنین بازیگرانى براى این‌که در نقش خود بهتر ظاهر شوند باید صدایى زیبا داشته باشند و‌ ترجیحاً نقاب بر چهره بپوشند. گاهى نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوجوان کارآموخته استفاده مى‌شود.

شبیه‌خوانان در اجراى هر مجلس معمولًا دو دسته‌اند: اولیاخوان و اشقیاخوان. شبیه‌خوان‌هایى که نقش اولیا و یارى‌دهندگان دین را بازى مى‌کنند، اولیاخوان، مظلوم و انبیاخوان نامیده مى‌شوند و کسانى که نقش اشقیا و دین‌ستیزان را بازى مى‌کنند اشقیاخوان یا ظالم خوان‌اند. اولیاخوان‌ها نقش‌هاى خود را موزون و خطابه‌اى سر مى‌دهند، اما اشقیاخوان‌ها سخنان خود را ناموزون و معمولى و در پاره‌اى از موارد، مسخره‌آمیز بیان مى‌کنند. اولیاخوان‌ها جامه سبز یا سیاه بر تن مى‌کنند و اشقیاخوان‌ها لباس سرخ. اما در مورد سیاهى لشگرهاى هر یک از دو دسته، استفاده از جامه‌هایى با این رنگ‌ها مصداق کاملى ندارند.

نشانه و نماد در تعزیه کاربرد زیادى دارد. چنان‌که گفته‌اند این نمایش باغى از نشانه و نماد است. انواع پرچم‌هاى سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب و سوگوارى‌اند، علم که نماد درفش سپاه امام حسین(ع) است، تشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالى به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر که وسیله القاى تازه فرود آمدن هر ولى یا فرشته بویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینک سفید براى نشان دادن روح بصیرت و نیکدلى؛ عینک دودى براى جلوه خباثت و بدسگالى، عصا که نشانگر تجربه و مصلحت‌اندیشى است، نگریستن گاه و بی‌گاه از میان دو انگشت بزرگ دست براى تأکید بر قدرت و فضیلت اولیا در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیش‌بینى، بر تن کردن نیم تنه بلند سفید (کفنى) به نشانه نزدیک شدن مرگ و اعلام جانبازى، زدن یا افشاندن اندکى کاه بر سر براى نشان دادن ماتم نشینى، اسب سپید بى سوار به نشانه اسب امام حسین(ع)، ذوالجناح و به شهادت رسیدن صاحبش، گهواره آغشته به رنگ سرخ براى بیان به شهادت رسیدن کودک شیرخوار امام حسین(ع)؛ على اصغر، استفاده گاه و بی‌گاه از کبوترى سفید براى آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القاى حس معصومیت و همدردى در آن‌ها و کجاوه‌نشینى شبیه زنان براى نشان دادن به اسیرى رفتن آن‌ها، از جمله این نمادها هستند.

نقش‌خوانى بر منبر، ویژه اولیاى نامدار است بزرگى و کوچکى چهارپایه‌هاى که اولیا براى سر دادن نقش‌هاى خود بر آن مى‌ایستند وسیله‌اى براى مشخص کردن پایه و مرتبه آن‌هاست.

تاریخچه تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست. برخى با باور به ایرانى بودن این نمایش آئینى، پاگیرى آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینه سه هزار ساله سوگوارى بر مرگ «سیاوش» پهلوان مظلوم داستان‌هاى ملى ایران نسبت داده و این آئین را مایه و زمینه‌ساز شکل‌گیرى آن دانسته‌اند. برخى دیگر با استناد به گزارش‌هایى پیدایش آن را مشخصاً از ایران بعد از اسلام و مستقیماً از ماجراى کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش مى‌دانند. در دوره اخیر سوگوارى براى شهیدان کربلا از سوى دوست‌داران آل على(ع) در آشکار و نهان در عراق، ایران و برخى از مناطق شیعه‌نشین دیگر انجام مى‌گرفت. چنان‌که ابوحنیفه دینورى، ادیب، دانشمند و تاریخ نگار عرب، در کتاب خود از سوگوارى براى خاندان على(ع) به روزگار امویان خبر مى‌دهد.

اما شکل رسمى‌ و آشکار این سوگوارى، به روایت ابن اثیر، براى نخستین بار در زمان حکمرانى دودمان ایرانى مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگوارى به گونه‌اى بود که معزالدوله احمد ابن بویه در دهم محرم سال 352 هجرى قمرى در بغداد به مردم دستور داد که براى سوگوارى، دکان‌هایشان را ببندند و بازارها را تعطیل کنند. نوحه بخوانند و جامه‌هاى خشن و سیاه بپوشند. در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده، شیعیان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگوارى و بزرگداشت خاندان پیامبر(ص) مى‌کردند. اما سوگوارى‌ها در این فاصله تاریخى سبک مشخصى نداشت. به تدریج و به مرور زمان، عزادارى‌ها براى حضرت اباعبدالله(ع)، شکل و شیوه مشخصى پیدا کرد. تعزیه اما در دوره ناصرالدین شاه به اوج خود رسید و بسیارى این دوره را عصر طلایى تعزیه نامیده اند. تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهى منازل شخصى اجرا مى‌شد، اینک در اماکن باز یا سربسته تکایا و حسینیه‌ها به اجرا در مى‌آمد. معروف‌ترین و مجلل‌ترین این تکایا، تکیه دولت بود که در همین دوره به دستور ناصرالدین شاه و مباشرت دوستعلى‌خان معیرالممالک در سال 1304 هجرى قمرى ساخته شد. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه، تعزیه در 300 مکان مشخص برپا مى‌شد.

در سال‌هاى آغاز دیکتاتورى رضاشاه، یعنى پس از 1304 هجرى شمسى، اجراى تعزیه رفته رفته ممنوع اعلام شد و پا به دوران افول خود گذاشت. هر چند پس از شهریور 1320 دیگر بار سر برآورد، اما در برابر انواع سرگرمى‌هاى جدید مثل سینما و تئاتر، نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد.

انواع تعزیهتعزیه از درون سوگوارى‌هاى مذهبى برآمده و خود نیز جزئى از سوگوارى به شمار مى‌رود. اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملى، انواع تعزیه‌ها به وجود آمد. تعزیه را مى‌توان به تعزیه دوره، تعزیه زنانه و تعزیه مضحک تقسیم کرد. تعزیه دوره عبارت است از به نمایش درآوردن چندین دستگاه تعزیه به گونه‌اى همزمان که چندین گروه تعزیه‌خوان در یک محل یا محل‌هاى مختلف، آن را مى‌خوانند. شیوه کار به این صورت است که گروه نخست پس از پایان بخشیدن به کار خود در محل نخست، به محل دوم مى‌رود و در آن‌جا همان دستگاه را تکرار مى‌کند و دسته دوم جاى آن را گرفته دستگاه دیگرى را به نمایش در مى‌آورد. آنگاه گروه نخست پس از به پایان بردن کار در محل دوم به محل سوم مى‌رود و گروه دوم نیز که کار خود را در محل یکم پایان بخشیده جاى 32 ویژه‌نامه محرم فرهنگسراى رسانه و خانه شهریاران جوان گروه نخست را در محل دوم مى‌گیرد. به همین صورت چندین دستگاه تعزیه به صورت هم زمان به نمایش در مى‌آید.

در برخى از جاها تعزیه دوره را در میدانى گرد و پر از تماشاگر بازى مى‌کردند. تعزیه زنانه نمایش تعزیه‌اى است که روزگارى به وسیله زنان و براى تماشاگران زن، معمولاً در دنباله مجالس روضه‌خوانى اجرا مى‌شد و تنها به صورت کارى تفننى برجا ماند و عمومیت و توسعه‌اى نیافت. این تعزیه‌ها را در فضاى باز حیاط‌ها، یا تالارهاى بزرگ خانه‌ها بازى مى‌کردند. بازیگران شبیه‌خوان‌ها زنى بودند موسوم به که پیش از آن در مجلس‌هاى زنانه «ملا» روضه مى‌خواندند و یا پاى چنین مجالسى راه و رسم بازیگرى را آموخته بودند. آن‌ها نقش مردان مجالس مختلف را نیز خود بازى مى‌کردند. داستان این تعزیه‌ها مثل مضامین تعزیه معمولى بود، با این تفاوت که قهرمان‌هاى اصلیش را بیشتر زنان تشکیل مىدادند. تعزیه زنانه تا میان عهد قاجار گاه گاه در خانه‌هاى اشرافیان بازى مى‌شد و رفته رفته تا اواخر این دوره از میان رفت.

تعزیه مضحک تعزیه‌اى است شاد با مایه‌هایى سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین. افراد در این تعزیه به تمسخر دین ستیزان و کسانى مى‌پردازند که به پیامبر و امامان و خاندان آن‌ها ستم و یا بى‌ادبى کرده‌اند. اگر اولیاخوانى در این تعزیه‌ها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، در حالى که دیگران هر یک به جاى خود با بازى‌ها و حرکت‌هایى مضحک و خنده‌آور ظاهر مى‌شوند و شادى مى‌آفرینند. گاهى نیز مثلا براى نشان دادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده مى‌کردند که چون مراد از این استفاده توهین و تمسخر به آن‌ها بود، طبعا منعى نیز نمى‌توانست داشت. این نوع تعزیه‌ها معمولا در جمعه‌ها و عیدهاى مذهبى و براى شاد کردن مردم اجرا مى‌شد.

تعزیه امروزهنر تعزیه، در طول زمان تغییراتى را به خود دیده است اما هنوز هم جزو اصیل‌ترین و پرسابقه‌ترین هنرهاى ایرانى و اسلامى‌ مردمان این سرزمین است. در استان‌هاى مختلف از شمالى‌ترین شهرهاى شهرهاى خراسان و آذربایجان تا جنوبى‌ترین شهرهاى سیستان و اهواز از پهنه کویر تا حاشیه‌هاى زاگرس و البرز و از دریاى خزر تا خلیج فارس، در ایام محرم، تعزیه برگزار مى‌شود. نسخه‌هاى اشعار این نمایش مذهبى در سراسر کشور تفاوت کمى‌ با هم دارند. مردم از اول ماه محرم همه ساله به مناسبت سالروز این واقعه، در شهرها و روستاهاى ایران، مساجد و تکایا را با قالى و قالیچه آذین مى‌بندند و دیوارها و منبر را سیاه‌پوش مى‌کنند. تا چند سال قبل، شبیه‌خوانى و تعزیه‌خوانى از هفتم محرم در میادین و صحن حیاط حسینیه‌ها و تکایا در شهرستان‌ها معمول بود. شبیه‌خوان‌ها که براى این کار تعلیم یافته بودند، کار خود را با طبل، شیپور و کرنا در محل تعیین شده آغاز مى‌کردند. مردان از یک سو و زنان از سوى دیگر، کم‌کم جمع مى‌شدند و به تماشاى مراسم شبیه‌خوانى و تعزیه‌خوانى مى‌ایستادند. معمولا یک یا چند ریش سفید، ماموریت راهنماى مردم و حفظ نظم محیط برگزارى تعزیه را بر عهده داشتند.

شبیه‌خوان‌ها هر روز یکى از وقایع کربلا را نشان مى‌دهند و شبیه‌خوانى مربوط به آن را نمایش مى‌دهند. بازیگران نیز معمولا نقش خود را از روى نوشته‌هایى که دارند مى‌خوانند و نقش‌ها را به‌ترتیب اجرا مى‌کنند. شبیه خوان‌ها در سوال و جواب‌ها تناسب آوایى را رعایت مى‌کنند. مثلا اگر امام حسین(ع) یا حضرت عباس(ع) سوال و جوابى رد و بدل کنند و امام سوالى را با شور و حال خاصى بپرسد، حضرت عباس نیز پاسخ او را با تناسب و آهنگین مى‌دهد. البته مخالف‌خوان‌ها و اشقیاخوان‌ها، شعرها را با صداى بلند و بدون تحریر مى‌خوانند و حالتى پرخاش‌گرانه دارند. تعزیه‌نامه نیز به عنوان یکى از اصلى‌ترین متن‌هاى شبیه‌خوانى در اختیار تعزیه‌خوانان قرار دارد. تعزیه‌نامه، متنى است که تعزیه‌گردان براى اجراى تعزیه‌اى گرد آورده یا مى‌نگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیه‌خوان‌ها پخش مى‌کند. گاهى به تعزیه‌نامه، «نسخه» نیز مى‌گویند. نمایش‌شناسان در بررسى گونه‌هاى مختلف نمایشى به همانندى‌هایى میان تعزیه و تئاتر روایى اشاره مى‌کنند. از آن جمله است جنبه بهره بردن از شیوه فاصله‌گذارى یا بیگانه‌سازى که در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش مى‌آفریند، اما شیوه کار او چنان است که در تماشاگر مى‌دمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یکى نگیرد (یا به اصطلاح تئاترى، او را همسان نپندارند) و بداند که وى فقط نقش  افراد را بازى مى‌کند. براى رسیدن به این هدف، یا لحظه‌هایى بازى را قطع مى‌کند و یا آنکه در برابر کامروایى‌ها یا رنج و شکنجه‌هاى رفته بر آن شخصیت واکنش نشان مى‌دهد. تعزیه، میراث فرهنگى آئینى ماست. تعزیه‌خوان‌ها نیز هر سال خود را براى این نمایش آماده مى‌کنند تا این میراث زنده بماند و نسل‌هاى بعد نیز از آن بهره ببرند. 

 

 

چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
نمادها در تعزیه

ایرانیان هر ساله به مناسبت شهادت امام سوم شیعیان، آدابی را رعایت می‌کنند و آیین‌هایی را برقرار می‌سازند. این آیین‌ها با تمام نمادهایی که در آن‌ها موجود است، رازهایی را در خود دارند 

 

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ یکی از نویسندگان مصری معتقد است که ایرانیان با پیش زمینه هنر تئاتر که در جامعه‌شان داشتند، توانستند از شهادت امام حسین و اصحابش درام‌های مذهبی بیافرینند. درصورتی که عرب‌ها هیچ‌گاه در این اندیشه نبودند که از این وقایع بهره بگیرند، زیرا در میانشان هنر نمایش، سنت نبود. 
بنا به نوشته کتاب "پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی"، تعزیه‌خوانی بیرون از حوزه مسجد و منبر و حیطه عمل و نفوذ دستگاه رسمی مذهبی و دور از از نظر و رای جامعه روحانیت و در میان توده مردم تکوین یافت و شکل گرفت. هرچند که بعدها روحانیون نیز با مشاهده شور و هیجان مردم تعزیه را پذیرفتند و آن را با رعایت شرایطی مجاز و مشروع شمردند. 
بنابراین انتظار داریم در فرهنگ تعزیه خوانی، که یک حرکت و فعالیت خودجوش مردمی ایرانیان بوده، عناصر و نمادهایی را بیابیم که با آیین‌های باستانی در ارتباط باشند. در واقع "تعزیه‌خوانی یک آیین مذهبی ـ عبادی یا یک بازی آیینی ـ نمایشی و صورتی ترکیبی از هنر کهن داستان‌سرایی و نقالی و سنت روضه‌خوانی و نوحه‌سرایی در ایران است."
از این رو بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که برگزاری مناسک مذهبی و آیین‌های سوگواری در سال روز شهادت امام حسین(ع) بی‌ارتباط با عناصر موجود در مراسم مربوط به شخصیت‌هایی همچون سیاوش، تموز(دوموزی)، ازیریس، دیونیزوس، باکوس(باخوس)، آدونیس، پرسفون، آتیس و ... نیست. وجه مشترک همه این اشخاص این است که در فرهنگ مربوطه‌شان، مقدسند، با مرگ فجیع از دنیا رفته‌اند و یک تراژدی را تداعی می‌کنند، حضور بارز یک زن در کنارشان مشهود است، و هر ساله برایشان آیین‌های سوگواری برگزار می‌شده است. 
شاید بتوان بیان کرد که وقایع کربلا، نوعی روح تراژدی را در ادبیات ایران و ایرانیان دوباره بیدار کرد. موضوعی که از قبل هم وجود داشت، و بنابه مذهب و دین جدیدی که ایرانیان پذیرفته بودند، شکل تازه‌تری به خود گرفت. 
محمد میرشکرایی در مقاله "استمرار عناصر فرهنگی کهن ایرانی در تعزیه" از دو اثر "یادگار زریر" و "شاهنامه" یاد می‌کند. وی همانندی عناصر رجز خوانی، اجازه میدان خواستن نوجوانان و نیرنگ در نبرد را در هر سه اثر یادگار زریر و شاهنامه و همچنین در واقعه عاشورا به خواننده می‌نمایاند.
 در رابطه با تداوم عناصر باستانی در واقعه عاشورا به موارد بسیاری می‌توان اشاره کرد. به طور مثال، "سیاوش یک شخصیت قدسی و اسطوره‌ای بود که مظلومانه و به شکلی سبعانه و به دست گروهی اهریمن نهاد کشته شد و خونش به ناحق بر خاک فرو ریخت." و بنابه مدارک و شواهد، ایرانیان هر ساله آیین‌هایی برای بزرگ‌داشت واقعه سیاوش برگزار می‌کردند. یا می‌دانیم که تعداد یاران امام حسین در واقعه کربلا، 72 تن یاد شده است. عدد 72 در مصر و بین‌النهرین عددی ویژه با کارکردی خاص است. این عدد در ایران هم، مهم شمرده می‌شد. نمود عدد 72 در اسطوره مصری ازیریس کاملا مشخص است.
برای بیشتر آشکار شدن موضوع مورد بحث، می‌توانیم به گفته میرچاالیاده اشاره کنیم. وی عقیده دارد: "مردم میل دارند که برای رویدادهای تاریخی معنا و توجیهی فراتر از تاریخ بیابند." با این استدلال، هر ساله مصادف با واقعه کربلا، در تعزیه خوانی‌ها عامه مردم از مرز زمان و مکان می‌گذرند و به گذشته و زمان آغازین رویدادها باز می‌گردند.
تعزیه‌خوانان با نمایش رستاخیز و مرگ دوباره شهیدان، اسطوره شهادت را دوباره تکرار می‌کنند. و این موضوع دقیقا همان موردی است که در رابطه با سوگ سیاوش و مرگ تموز و مصائب آدونیس همخوانی دارد.
اما آن‌چه در این نوشتار بیشتر مورد توجه است، این است که تعزیه به عنوان یادبودی از وقایع کربلا، با مجموعه‌ای از نمادها در هم آمیخته است.
واقعه عاشورا بیش از هر چیز نمایانگر مبارزه طرف اهورایی با طرف اهریمنی است. همان مبارزه همیشگی میان خوب و بد و روایتی برای تفسیر و شناخت زیبایی از زشتی.
موضوعی که در کربلا بسیار اهمیت دارد، بی‌گناه کشته‌شدن‌ است. مردم ایران در داستان سیاوش با این نوع حزن آلود از کشته شدن آشنایند. بعدها نیز این تراژدی در رستم و سهراب شاهنامه فردوسی نشان داده می‌شود. و شاید به خاطر اهمیت فوق‌العاده بی‌گناهی و بی‌گناه کشته شدن است که این روایت شاهنامه از هر روایت دیگری مشهور تر است. علاوه بر بی‌گناهی، موضوع دیگری هم‌زمان مطرح است که به جوانی و جوانمرگی مربوط می‌شود. هم در واقعه کربلا و هم در اسطوره سیاوش به جوانمرگی برمی‌خوریم.
در تعزیه، پهلوانی ستوده می‌شود. امام حسین و یارانش هر کدام به مثابه پهلوانانی هستند که برای آرمانشان مبارزه می‌کنند و ما وقایع کربلا را به نام حماسه عاشورا هم می‌شناسیم. صفت پهلوانی از آن صفت‌هایی است که در شخصیت‌های اسطوره‌ای ایران به وفور یافت می‌شود.
به زعم اعتقاد میرچاالیاده، مردم در دوران باستان اعتقاد داشتند که اگر جوانی که هنوز نیروی حیاتی‌اش به اتمام نرسیده و به ناگهان در اثر جنگ یا تصادفی غیر مترقبه از دنیا برود، به زودی به صورت یک گیاه( معمولا گیاهی به رنگ نمادین قرمز) از زیر زمین رشد می‌کند. در این مورد، قابل ذکر است که گیاهی به نام "پرسیاوشان" داریم که با اسطوره سیاوش در ارتباط است. نوعی شقایق به نام شقایق نعمانی هم به آدونیس نسبت داده می‌شود و سرخی این گل نمادی از خون آدونیس است.البته گل سرخ هم با آدونیس در ارتباط است. هم‌اکنون هم گیاهی در کوه زاگرس می‌روید که به نام لاله واژگون مشهور است، جالب توجه این که این گل در زبان محلی مردم کرد، به نام گل حسن و حسین معروف است. اگر به خاطراتمان هم رجوع کنیم متوجه می‌شویم که در سرودی حماسی، مصرعی با مضمون "از خون شهیدان وطن لاله دمیده" را در سال‌های اخیر می‌شنیدیم و نسبت به آن احساس خاصی داشتیم. 
موضوع دیگر در واقعه عاشورا مربوط به آب می‌شود. در کاروان‌هایی که به مناسبت عاشورا به راه می‌افتند، موضوع آب و نوشیدنی پر رنگ است. آب مایه حیات است که به شهیدان کربلا نمی‌رسد و تراژدی را حزن‌انگیزتر می‌کند. اگر شهیدان گلی هستند که دوباره می‌رویند، به آب برای رشد احتیاج دارند. باید بگوییم که اصولا عنصر آب هم دغدغه هر ایرانی بوده و هم فرهنگ ایرانی را به وجود آورده است. این که ساقی بودن در فرهنگ ایرانی مهم است و سقاخانه‌ها مقدسند، کاملا به واقعه عاشورا و فرهنگ آب در ایران بر‌می‌گردد.
به طور کلی‌، بسیاری از موارد در تعزیه نمادین است. موسیقی‌ها، کلام‌‌ها و گفتگوها، نغمه‌ها، راز و نیازها، رنگ لباس‌ها، زیورها، سلاح‌ها، مبارزه‌ها، سینه‌زدن‌ها، خیمه آتش زدن‌ها و سوگواری‌ها، همه و همه راز آمیزند و نشات گرفته از یک فلسفه عمیق.  
منابع:
پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی، عنایت‌الله شهیدی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در ایران، 1380

 

چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1388
تعزیه‌خوانان قودجان جهانی هم هستند

«محمد رضایی»، تعزیه خوان قودجان خوانسار یک بار همراه با یک گروه 18 نفره تعزیه‌خوان ایرانی به دعوت تئاتر رم برای اجرا به ایتالیا رفته است. 22 اجرا در رم، 2 اجرا در سیسیل و 2 اجرا در 

 

تانامورا حاصل کار این گروه است  

تهران-31 فروردین 1384- میراث خبر

صنعت گردشگری: متولد تهران است اما نسبش به فراهان اراک می‌رسد. پدرش «حاج رحمت الله رضایی» از بزرگان تعزیه بوده و شانه به شانه هاشم فیاض، پیر تعزیه خوانان ایران میدان تعزیه را زیر پاشنه پا می‌گذاشته است. «محمد رضایی» از پنج سالگی شبیه خوان تعزیه شده است و امروز پس از 50 سال از راه آمده‌اش پشیمان نیست. خودش می‌گوید: «علاقه زیادی به این کار داشتم حتی تحصیلم را به خاطر کار تعزیه رها کردم.»

رضایی الفبای تعزیه را از گرمسار آغاز می‌کند. در ایام ماه محرم هاشم فیاض «اشقیا خوان» است و حاج رحمت الله رضایی «اولیا خوان». محمد‌ رضایی اما از بچه‌‌خوانی آغاز می‌کند. او می‌گوید: «یک تعزیه‌خوان حرفه‌ای باید کارش را از بچه‌ خوانی شروع کند، بعد نوجوان خوانی کند تا بتواند پس از علی‌اکبر خوانی و شهادت خوانی به امام خوانی بپردازد. یک عده هم پس از گرفتگی حنجره که در اصطلاح به آن دوران تکلیفی می‌گویند مجبور می‌شوند به اشقیا‌خوانی بپردازند.»

رضایی که امروز پس از سال‌های بسیار گام زدن در مسیر تعزیه، هر سال در حسینیه قودجان نقش شبیه امام حسین و کارگردانی کار را برعهده می‌گیرد از پخش وسیع فیلم‌ها و سی‌دی‌های این تعزیه ناراضی است : «خیلی‌ها با استفاده از همین سی‌دی‌ها، تعزیه خوانی را کپی می‌کنند و بدون طی مراحل خودشان را تعزیه خوان می‌دانند.»

آغاز همیشه سخت است

ساختن بنای حسینیه قودجان در سال 58 آغاز شد. مرتضی خاتمی فقیه قودجانی در سال 58 حسینیه کوچک قودجان خوانسار را ویران کرد تا بر جای آن از نو بنا کند.

از سال 1372 تعزیه‌خوانی در قودجان به صورت حرفه‌ای در آمد. بنای عظیم حسینیه قودجان هر سال جمعیت بسیاری را به خود می‌خواند . برای تماشای تعزیه، در سال‌های اول البته مردم با مشکل اسکان رو به رو بودند و با کامیون و وانت و اتومبیل‌های شخصی در بیابان‌های اطراف قودجان اسکان پیدا می‌کردند. با این حال دشواری‌ها سپری شدند: «آوازه این مساله در سرتاسر ایران پیچیده است. ما امسال سه ساعت، پخش مستقیم اینترنتی داشتیم. الان در خیلی از شهرهای دیگر تحت تاثیر حسینیه قودجان، حسینیه می‌سازند. حتی در مناطق دور افتاده‌ای مثل سیرجان و مجدآباد فراهان.»

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این تعزیه عرضه سی‌دی تصویری هر تعزیه یک روز پس از اجراست اگر چه از کیفیت خیلی بالایی برخوردار نبود. رضایی می‌گوید: «سی‌دی‌های تعزیه ما خیلی مشتری دارد. فقط در تهران بین 25 مرکز فرهنگی این سی‌دی‌ها را عرضه می‌کنند و در همین چند روزی که از پایان تعزیه‌خوانی قودجان گذشته است، در حدود یک هزار و 500 سی‌دی در سطح ایران به فروش رفته است.»

در 10 روزی که تعزیه قودجان برپاست، 500 میلیون ریال هزینه می‌شود تا مردم راضی به خانه‌های‌شان باز گردند و 400 پرسنل حفظ نظم مراسم و رسیدگی به امور را بر عهده دارند. رضایی ادعا می‌کند بخش بزرگی از این پول را نذورات مردم تامین می‌کند. او می‌گوید: «تنها در سالن‌هایی که به عنوان خوابگاه مسافران ساخته شده‌اند حداقل از 3 هزار پتو استفاده می‌شود. 12 هزار قطعه فرش زیر‌انداز جمعیت می‌شود و از امسال بالش هم برای مسافران تدارک دیده شده است.»

البته علاوه بر سالن‌های بزرگی که به عنوان خوابگاه مورد استفاده قرار می‌گیرند 70 اتاق جدا برای خانواده تعزیه خوانان و مهمانان ویژه در نظر گرفته شده است. ولی حضور جمعی مردم در سالن‌های بزرگ مشکلات خاص خودش را دارد. رضایی می گوید: «چون بیشتر مسافران از روستاها و شهرستان‌های کوچک می‌آیند خیلی سخت است که بهداشت جمعی حفظ شود و با وجود این‌ها ما تذکراتمان را می‌دهیم.»

گرچه زمین‌های کشاورزی مردم قودجان در این ایام در معرض آسیب‌های مختلف هستند ولی برخی از آنان با فروش محصولات خانگی و وسایل مورد نیاز مسافران در این مدت سود هم می‌برند و از لحاظ عمومی هم برایشان سود آور است. محمد رضایی می‌گوید: «همین امسال مشکل لوله‌کشی گاز شهری قودجان بر‌طرف شد و کارهای عمرانی روستا هم به دلیل حضور مسئولان در این مراسم و قول‌هایی که می‌دهند بسیار پیشرفت کرده است و این روستا از تلفن بهره‌مند است.»

«این ایام برای خوانساری‌ها خیلی سودآور است.» رضایی با بیان این مطلب ادامه می‌دهد: «مردم خوانسار هم خانه‌هایشان را اجاره می‌دهند و هم مسافران به عنوان سوغاتی، عسل خوانسار را که خیلی معروف است، با خود می‌برند. در ضمن این برنامه جایگاه منطقه را ارتقا داده است.»

تعزیه اما تنها به چنین فضای طرب‌انگیزی ختم نمی‌شود. گاه کناره‌نشینان تعزیه آن‌چنان متاثر می‌شوند که شمر و ابن سعد را به ضربتی می‌نوازند. گرچه آن‌گونه که رضایی می‌گوید: «در خارج از کار، آنان را ذاکر می‌دانند و حتی نذرشان هم می‌کنند.»

به نظر رضایی عشق در تعزیه خوانی خیلی مهم است. گرچه در آمد تعزیه کم است اما آنقدری هست که بتواند روزگارش را بگذراند و البته در کنارش به کار مداحی نیز می‌پردازد. رضایی برای آن‌که بتواند در کارش موفق‌تر باشد زیاد تئاتر می‌بیند چون کار کارگردان تعزیه سخت‌تر است . می گوید: «سر گروه تعزیه که به آن «معین البکا» هم می‌گویند، هم باید کار کارگردان را انجام دهد و هم خودش نسخه بخواند و اگر نسخه خوانی نکند باید حتما در صحنه حضور داشته باشد.»

رضایی معتقد است اگر 20 درصد آن امکاناتی که در قودجان وجود دارد در تهران موجود بود، محشری برپا می‌شد «ای کاش فقط یک حسینیه مثل حسینیه قودجان می‌ساختند چون برای تعزیه حتما باید محل مخصوصی وجود داشته باشد مثل حسینیه قودجان که کار هم اصالت خود را حفظ کند و هم برای بازی تعزیه خوان‌ها محدودیتی از نظر اندازه صحنه وجود نداشته باشد.»

رضایی می‌گوید: وزارت ارشاد آن کاری را که باید انجام دهد، نداده است. ولی کسانی که آن سوی مرز زندگی می‌کنند اقبال خوبی به این هنر کهن ایرانی نشان داده‌اند. رضایی به یاد می‌آورد: «یک بار به دعوت تئاتر رم که پسر آقای نصرت کریمی کارگردان و بازیگر قدیمی تئاتر آنجاست و با ارتباطی که آقای عباس کیارستمی داشت برای اجرای تعزیه به رم رفتیم و در قالب یک گروه 18 نفره، 33 روز در ایتالیا تعزیه اجرا شد که 22 اجرا در رم داشتیم، 2 اجرا در سیسیل و 2 اجرا در تانامورا. بعد از پایان کارمان یک کارگردان مشهور ایتالیایی به کیارستمی گفته بود من با امام حسین و مذهب ایران آشنایی ندارم ولی اگر روزی خواستم یک کار مذهبی بسازم حتما از هنرمندان تعزیه ایران استفاده می‌کنم.»

رضایی فراموش نمی‌کند که از فیلم مستند ناصر تقوایی در مورد تعزیه نیز تجلیل کند: «کاری که آقای تقوایی کرد موجب شد که تعزیه در یونسکو ثبت شود. این هنر را به یک هنر جهانی تبدیل کرد. ما برای تقوایی تعزیه شهادت خوانی حر را اجرا کردیم که بسیار تاثیر‌گذار بود.»

محمد‌رضایی خبرهای خوبی هم دارد. او و دوستانش به تازگی تلاش می‌کنند تا انجمن تعزیه خوانان ایران را تاسیس کنند تا با تشکیل کلاس‌های تعزیه و ارتباط با شعرا و دانشجویان بتوانند وضعیت نابسامان تعزیه خوانی در ایران را سامان‌دهی کنند. او می‌گوید: «ارشاد می‌خواست ما را زیر چتر خود قرار دهد اما ما گفتیم باید استقلال خودمان را حفظ کنیم گرچه دولت هم وظیفه دارد که ما را کمک کند.» رضایی از عزمی جدی سخن می‌گوید: «ما معتقدیم که باید هنر تعزیه را به مردم جهان بشناسانیم و این کار را خواهیم کرد. همانطور که امروز مردم جهان تعزیه قودجان را 

 

می‌شناسند.»  

 

  محمد رضایی

سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
تعزیه مدرن، تعزیه نیست

به گزارش خیمه، مظفر قربان‌نژاد با اشاره به اینکه «از حدود 10 سال پیش تغییر در تعزیه و استفاده از متون آن در نمایش رواج زیادی داشته است»، افزود: «در 10 سال اخیر هر فردی به هر نحوی که خواسته در تعزیه دست برده و آن را به شکل های مختلف از جمله "تعزیه گونه"، "نمایشی از تعزیه" و... اجرا کرده اند.»

به گفته وی، هر گاه از فعالیت افرادی که از تعزیه الهام گرفته اند، سوال کنیم به جای این که بگویند "از تعزیه برداشت کرده‌ایم"، ادعا می کنند که "این هم نوعی از تعزیه است".

این تعزیه‌خوان با اشاره به تغییر اشعار تعزیه تصریح کرد: «متاسفانه در سال‌های اخیر بسیاری از آهنگ‌ها و اشعار تعزیه تغییر کرده و سبک‌هایی از ترانه‌های روز در آن وارد شده، به گونه‌ای که مثلا نوازندگان شیپور، آهنگ‌های ترکی می‌نوازند.»


انواع تعزیه‌خوان‌هاقربان‌نژاد با بیان اینکه «سه دسته از افراد در فضای تعزیه فعالیت می‌کنند»، خاطرنشان کرد: «یک دسته از افراد فعال تعزیه به خاطر اعتقاد وارد این عرصه می‌شوند و به تعزیه به حرمت نام امام حسین(ع) اهمیت می‌دهند.»

وی بیان کرد: «اگر تلاشی هم از سوی افراد معتقد صورت بگیرد برای زنده نگه داشتن نام امام حسین(ع) است، چراکه با وجود مجالس نوحه خوانی و سخنرانی ها باز هم تعزیه به دلیل دیداری - شنیداری بودنش تاثیر بیشتری در دل افراد و به خصوص نسل جوان می گذارد.»

این کارگردان تعزیه افزود: «دسته دوم به دلایل مادی پا به دنیای تعزیه می‌گذارند و با نام تعزیه به دنبال اهداف خود هستند و دسته سوم نیز افرادی هستند که به دلایل سیاسی وارد تعزیه می شوند و بهره‌برداری سیاسی‌شان ریشه تعزیه را نابود می کند.»

قربان‌نژاد گفت: «هر کسی بنا به سلیقه خود، بهره‌برداری خاصی از تعزیه می کند و متاسفانه تا کنون از سوی هیچ نهادی، جلوی فعالیت‌های غیر مرتبط با ریشه اصلی تعزیه گرفته نشده است.»


انجمن تعزیه
کارگردان "شاهزاده ابراهیم"
تنها با همان شیوه اجرای سنتی زنده می‌ماند و هزار سال هم که بگذرد مخاطب خود را از دست نمی‌دهد
افزود:  «با تشکیل انجمن تعزیه که در حال شکل‌‌گیری است، شاید از ابتذالی که وارد آن شده، رهایی یابیم.»

قربان نژاد با اشاره به اینکه «تعزیه مدرن دیگر تعزیه نخواهد بود»، گفت: «تعزیه بیش از صد سال پیش با همین شیوه اجرا می شده و مردم هم مشتاقانه آن را گوش می کردند و امروز هم همین است، چراکه مردم با آن زندگی می کنند.»

این تعزیه‌خوان تصریح کرد: «حتی با همین تغییرات امروزی هم مردم گاهی به گروه‌های تعزیه اعتراض می‌کنند و تعزیه تنها با همان شیوه اجرای سنتی زنده می‌ماند و هزار سال هم که بگذرد مخاطب خود را از دست نمی‌دهد.»


مرکزی برای اصلاح تحریفات تعزیه
وی با بیان اینکه «تاکنون فعالیتی برای علمی شدن تعزیه صورت نگرفته است»، پیشنهاد کرد تا دولت، مرکزی را تشکیل دهد و با حضور مورخ، شاعر، کارگردان تئاتر و یک تعزیه‌خوان نسخه‌های تحریف شده را اصلاح کند.

این کارگردان تعزیه خاطرنشان کرد: «باید نسخه های علمی و ثبت شده از تعزیه های مختلف و برای تمام مجالس وجود داشته باشد و تنها با ثبت نسخه های اصیل است که می توان از تحریف در تعزیه جلوگیری کرد.»

به گفته قربان‌نژاد، تعزیه سنتی نیز بی اشکال نبوده که در تقابل با نسل امروز (که بسیار ریزبین هستند) این موارد آشکار می شوند و با تشکیل یک نهاد نیز می توان این موارد را اصلاح کرد.


رواج نسخه‌های غلطاین تعزیه خوان بیان کرد: «در قدیم نسخه‌ها به صورت جُنگ بوده و در شب تعزیه آن را پهن می کردند و هر نقشی از روی آن نسخه خود را می‌نوشت، اما امروزه دیگر جُنگی وجود ندارد و تمام نسخه های تعزیه دست‌نویس ارائه می‌شوند و افرادی هم که می خواهند این نسخه‌ها را اصلاح کنند با پیشکسوتان مشورت نمی‌کنند و به همین دلیل نسخه‌های غلط بین مردم رواج پیدا کرده است.»

قربان‌نژاد که از پیشکسوتان تعزیه است در ادامه به فعالیت خود در این زمینه اشاره کرد و گفت: «42 سال است که عمرم را پای تعزیه گذاشته‌ام و هدف من همان عشق من است، چه پول بدهند و چه ندهند، اگر عشق به امام حسین(ع) باشد، می‌خوانم.»

وی افزود:  «افراد بسیاری به دلیل عشق به امام حسین(ع) خانه‌نشین شده‌اند، چرا که برای پول نمی‌خوانند.»  
 
 
مظفرقربان ‌نژاد
سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
تعزیه در گلپایگان

مردم خوب گلپایگان به سینه زنی و تعزیه خوانی هم اعتقاد خاصی دارند. حسینیه ها رباط ثبلولان از مکانهای مقدسی است که بیش از هر مکان مقدس دیگری محل نمایش تعزیه و شبیه خوانی است و بازیگرانش به مکتب نرفته و خط ننوشته اند ، ولی به غمزه دلبر عاشورایی خویش چنانند که مسئله آموز صد مدرس می شوند. هنر تعزیه در گلپایگان تحت عناوین متنوعی چون حضرت سیدالشهداء (ع) حضرت عباس (ع)، حضرت علی اکبر (ع) و حضرت علی اصغر (ع) ، حرّبن یزید و دوطفلان مسلم اجرا می شود و همگی از جذابیت ویژه ای برخوردار است.از مراسم جانسوز و رقّت بار عصر عاشورا در گلپایگان به آتش کشیدن خیمه هاست که در اغلب محله ها به نمایش در می آید و هر بیننده ای را در ژرفای مظلومیت اباعبدالله و یاران و اهل بیتش فرو می برد. در آن مراسم صدای شیون و هلهله ی مردم است که از هر سو به گوش می رسد روستای دستجرده یکی از محلهایی است که در برپایی چنین مراسمی به ویژه در روز عاشورا نقش مهمی را ایفا می کند. هیئتهای زنجیر زن و سینه زن و نیز مردم دلباخته ی گلپایگان برای مراسم آتش زدن خیمه ها به آنجا می روند و در وقت اجرای مراسم جمعیت یک صدا سخن می گویند که «آتش به آشیانه مرغی نمی زنند گیرم که خیمه خیمه ی آل عبا نبود.»مراسم شام غریبان گلپایگان هم بسیار تماشایی و دیدنی است ، روشن نمودن شمع سینه زنی و عبور از کوچه پس کوچه های این شهر و نیز سردادن نوحه های مناسب با این شب واقعاً غریبانه و غمبار است.گ

مردم گلپایگان در روز 12 محرم مانند تاسوعا و عاشورا با دست کشیدن از کار به عزاداری همت می گمارند و به یاد دفن شهیدان کربلا در این روز با یاد غربت و بی کسی ابی عبدالله عزاداری می کنند. اشتیاق این مردم شیفته اهل بیت به اهداء نذورات شنیدنی و دیدنی است. در این میان پختن حلیم در بین مردم این شهر مرسوم است. مردم حاجتمند با ریختن نمک در دیگ نذورات حاجات خود را از حضرت سیدالشهدا و یارانش طلب می کنند.

سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
گفت وگو با رضا حیدری، استاد تعزیه؛ تعزیه؛ میراث معنوی ایرانیان

استاد رضا حیدری

 رضا حیدری که در سال 1318 خورشیدی و در تفرش متولد شده، از جمله شبیه خوان های مشهور است که این حرفه را از اوان کودکی نزد پدر خویش آموخت و توانست نسل فعلی شبیه خوانی ایران را پرورش دهد. استاد حیدری، محقق و نسخه نویس، هنرمندی است زبردست در اجرای نمایش تعزیه و از جمله معدود شبیه خوان هایی است که مطالعات تحقیقاتی در زمینه تعزیه و تاریخ اسلام داشته و در راه اصلاح تحریفات موجود در تعزیه نامه ها تلاش های فراوانی کرده و این ویژگی ها، وی را از سایر شبیه خوان ها متمایز ساخته است.

او که از صدایی زیبا و شیوا بهره می برد، آشنایی کامل به دستگاه های موسیقی اصیل سنتی دارد و به گفته شبیه خوان های صاحب نام معاصر، استادی مسلم و جزو برجسته ترین شبیه خوان های این سرزمین است. به گفته دکتر سیدمحمد میرشکرایی ایران شناس مشهور؛ رضا حیدری تعزیه خوان هنرمند و مشهور، امروزه با وجود داشتن نزدیک به 68 سال سن در حرکات و در کشش صدا جوانان را وامی گذارد.

همواره موانعی سر راه این آیین بوده، مانند نهی از تقلید و شبیه سازی، حرمت موسیقی، عدم دخالت زنان و برخی موارد دیگر از سوی برخی عالمان دینی.

شاید برخی از علما آن هم بنا بر دلایل گفته شده با شبیه خوانی مخالفت کرده باشند، ولی اکثریت علما و مجتهدان نه تنها آن را جایز می دانند، بلکه در مقام عزاداری و تاثیرگذاری آن را حتی اولی تر از روضه خوانی می دانند، چرا که شبیه خوانی می تواند تجسم عینی از آنچه که بر اولیای الهی گذشته است، باشد.

آیت الله شهید سیدحسن شیرازی در کتاب <در سوگ امام حسین(ع>) به نقل از آیت الله شیخ عبدالله مامقانی می نویسد: هیچ آیه و روایتی ولو ضعیف یا مرسل دال بر حرمت شبیه سازی شخصی بر شخص دیگری و نمایش دادن جریانات مخصوص وارد نشده است.

ایشان در همین کتاب آورده است: اولین کسی که حوادث کربلاو نظائر آن را به نمایش درآورده و شبیه خوانی را رواج داده است، مرحوم علامه مجلسی(ره) است که از همه علما آگاهی اش بر اخبار و کلمات فقها بیشتر بوده است و تمام علمای پس از او عملش را امضا کرده و آن را انکار نکرده اند.

همچنین علمای برجسته تشیع بر جایزبودن شبیه خوانی به عنوان عزاداری بر ائمه اطهار و سالار شهیدان صحه گذاشته اند که تعدادی از آنها عبارتنداز:

ملاکاظم خراسانی، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سیدمحسن حکیم، شیخ محمدحسین کاشف الغطا، شیخ مرتضی انصاری، سیدجواد تبریزی، شیخ محمدرضا طبسی، سیدابوالقاسم خوئی، سیدمهدی بحرالعلوم، سیدفیض الله تفرشی، شیخ حر عاملی و شیخ جعفر شوشتری.

حضرت امام خمینی(ره) نیز فرموده اند چنانچه تعزیه موجب وهن نگردد، جایز است.

حضرت آیت الله خامنه ای در یکی از خطبه های نماز جمعه تهران در دهه 60 به طور مفصل به مساله شبیه خوانی پرداختند و تاثیرگذاری آن را حتی از روضه خوانی نیز بیشتر دانستند.

خاستگاه تعزیه و هنر شبیه خوانی مربوط به کدام مناطق ایران هستند؟

شبیه خوانی از یک سو جنبه دیداری و شنیداری دارد و از سوی دیگر جنبه مذهبی و مورد علاقه عامه ایرانیان است. ما در سفرهایی که به نقاط مختلف کشور داشته ایم، مورد استقبال مردم واقع شدیم و این نیست مگر به واسطه احترام به ساحت مقدس سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین، اما درخصوص خاستگاه شبیه خوانی باید بگویم که از یک شهر یا منطقه نمی توان به صورت خاص نام برد، چرا که مردم در تهران، قم، اصفهان، کاشان، تفرش، اراک، قزوین، مشهد، شیراز و روستاهای اطراف بیشتر عزاداری را به صورت تعزیه و شبیه خوانی به اجرا درمی آوردند و این هنر نمایشی و سنت زیبا و اصیل را ارج می نهند.

مثلادر قم که اهالی آن همواره دوستدار خاندان عصمت و طهارت بوده اند، مجتهد نبی حکم به رجحان و برتری تعزیه در عزاداری داده اند. هیات های مختلفی که همه ساله از این خط مقدس به آستان حضرت امام رضا(ع) شرفیاب می شوند، به تعزیه و شبیه خوانی می پردازند. حتی مردم موقوفاتی را به این امر اختصاص داده اند، مانند مرحوم میرزای قمی. در محله میرزا قمی، حسینیه ای است که مخصوص برگزاری تعزیه بوده و حقیر حدود 40 سال پیش و بنا به دعوت مرحوم سیداصغر جده خواه که از سادات جلیل این محل بودند، تعزیه خواندم که حال و هوای بسیار معنوی در آن حاکم بود و مردم استقبال عجیبی داشتند.

اما برپایی مجالس شبیه خوانی در تفرش حال و هوای دیگری دارد. در طول سال و به مناسبت های مختلف در تکایایی که ویژه شبیه خوانی و تعزیه است، این نمایش آیینی با استقبال چشمگیر مردم در شهر و روستاهای اطراف روبه رو می شود.

قدمت تعزیه در تفرش به سده های گذشته برمی گردد و این شهر همواره شبیه خوان های بزرگی را در خود پرورش داده است. از آن جمله می توان به مرحوم حاج رجب علی، میرزا محمود، میرزا عبدالله طاری، مرحوم نکیسا، ملاابراهیم سلیمی، مرتضی سلیمانی و مرحوم محمدتقی حیدری که از تعزیه خوانان به نام در تفرش و تهران بوده اند، اشاره کرد.

شهر تهران نیز به عنوان مرکز و پایتخت ایران به ویژه در دوره قاجار و عصر ناصری شاهد برپایی مراسم شبیه خوانی در تکایای مختلف بوده و اغلب تعزیه خوان ها نیز اهل تفرش بودند.

تعزیه نامه یا نسخه نوشته در واقع همان متن نمایش شبیه خوانی است و از ویژگی های آن، این است که تماما به صورت اشعار است. در این خصوص بفرمایید.

نسخه شبیه خوانی متنی است در قالب اشعار مختلف که پیشینه نگارش آن به اواسط قرن دوازدهم هجری می رسد. این اشعار که اغلب توسط شاعرانی گمنام یا تعزیه گردان ها سروده شده و بعضا اشعار عامیانه نیز در آنها دیده می شود، در واقع مثل نمایشنامه در تئاتر است که تعزیه گردان، نسخه های مربوط به هر نقش را قبل از شروع مجلس شبیه خوانی به ایفاکننده نقش مربوطه می دهد.

نسخه های مربوط به هر نقش به صورت دفتر جداگانه ای است که گفت وگوهای او در تعزیه به صورت مجزا نوشته شده است. شبیه خوان ها برای آسانی کار، به هنگام اجرا تکیه کاغذی به نام فرد در دست دارند که در آن مصراع آخر نقش طرف مقابل و یا مصراع اول از ادامه نقش خود در آن نوشته شده تا بتواند نقش آفرینی خود را به درستی انجام دهد.

اشعار شبیه خوانی بیشتر از چه منابعی بهره برده اند؟

منابع سرایش اشعار بیشتر همان مرثیه ها، مقتل نامه ها، کتب مربوط به حماسه های دینی و احادیث و اخبار بوده اند. از جمله شاعرانی که در این زمینه تلاشی ارزشمند داشته اند، می توان از میرزا نصرالله اصفهانی متخلص به <شهاب> نام برد که در عهد ناصری و ترغیب میرزا تقی خان امیرکبیر به گردآوری و تکمیل اشعار تعزیه پیش از خود پرداخته و خود تعزیه هایی را به نگارش درآورده که مجلس شبیه خوانی <حضرت مسلم> از آن جمله است.

دیگری محمدتقی نوری و سیدمصطفی کاشانی معروف به <میرعزا> نام دارد که خود تعزیه گردانی به نام بوده و مجلس تعزیه <حربن ریاحی> منسوب به اوست.

نسخ تعزیه دارای سبک های گوناگون و بعضا متفاوتی است. کدام سبک از نسخه ها بیشتر کاربرد دارد؟

در تعزیه زمینه های زیادی وجود دارد. تقریبا می توان گفت به تعداد سرایندگان اشعار، زمینه و سبک وجود دارد. بزرگانی که سرآینده اشعار بوده اند، تحقیقا عبارتنداز:

میرزا نصرالله اصفهانی (شهاب)، کمال از اهالی فارس، محمدتقی نوری، میرزا حبیب الله اصفهانی، میرعزا، میرغم، میرماتم (پسر میرعزا)، سیدکاظم، سیدمصطفی (پسر سیدکاظم)، شهپر، جناب قزوینی، مرحوم میرانجم که زمینه نسخه های استان مرکزی و به ویژه تفرش از سبک میرانجم است.

آمار دقیقی از تعداد مجالس و نسخه های شبیه خوانی وجود دارد؟

البته آمار دقیقی در این خصوص در دست نیست، ولی بنا بر اسناد موجود چندین مجموعه از مجالس تعزیه در موزه ها و کتابخانه های فرانسه، انگلیس، آلمان، ایتالیا و موزه مردم شناسی ایران موجود است که بیشترین آن به تعداد 1055 نسخه در موزه واتیکان موجود است.

در ایران نیز گنجینه گرانبهای نسخ تعزیه ایران را شفیق ارجمند <جناب آقای دکتر جابر عناصری> در اختیار دارند.

جنابعالی چه تعداد از این نسخه ها را در اختیار دارید؟

قریب به 300 مجلس شبیه خوانی را در اختیار دارم.

اگر ممکن است کاربرد تعدادی از دستگاه ها، آواز ها و گوشه های موسیقی اصیل ایرانی را در اجرای هنر شبیه خوانی بفرمایید.

هر موافق یا اولیای خوان بایستی آواز ها و موسیقی مخصوص به خود را بشناسد. امام خوان و شهادت خوان بیشتر مایه درآمدی را در آواز بیات ترک یا دستگاه هایی مانند، چهارگاه، نوا، ماهور و شور می آید.

جبرئیل در افشاری و عراق، عبدالله بن حسن در راک، اذان به کرد بیات و بسیاری موارد دیگر.

در شبیه خوانی قرار و قانونی حاکم است که اگر امام ترک بخواند، عباس هم باید در همان مایه جواب را با ترک بدهد و اگر دو نفر یا بیشتر هم خوانی دارند، باید با یکدیگر هم مایه باشند، از دستگاه خارج نشوند و میزان را رعایت کنند.

در یک کلام می توان گفت تعزیه ام الموسیقی است. اجراکنندگان تعزیه و به ویژه موافق خوان ها باید از افراد خوش صدا باشند. در گفت وگو با یکی از شبیه خوان های به نام و قدیمی، از صدای خوش یکی از خوانندگان معروف آواز ایرانی تعریف و تمجید کردم، او که صدایی خوش دوران جوانی مرحوم محمدتقی حیدری، ابوی بنده را بار ها شنیده بود، گفت صدای محمدتقی از آن خواننده مشهور بسیار زیباتر و دلنشین تر بود.

چه ابزار های موسیقی ای در تعزیه کاربرد دارد؟

آلات موسیقی مورد استفاده در شبیه خوانی عمدتا شامل شیپور، طبل، سنج، دهل ، کرنا و فی و... است که البته این ابزار متناسب با سنت های بومی مناطق مختلف، متفاوت است اما شیپور و طبل بیشترین کاربرد را دارد.

شبیه خوانی که هنر نمایشی است قطعا نزدیکی زیادی با تئاتر دارد. چه ویژگی های مشترک و چه وجوه تمایزی میان این دو هنر می توان یافت؟

شبیه خوانی وجه تشابهاتی با هنر تئاتر دارد. مانند اجرای زنده در برابر بیننده، وجود دیالو گ ها و مونولوگ های فراوان، اجرای حرکات نمایشی توسط بازیگر، وجود دکورهای ساده، متن نمایشنامه و تعزیه نامه و مواردی دیگر.

از دیگر ویژگی های نمایشی تعزیه، این است که بازیگر برای القای بیشتر مقصود خود از حرکات دست و صورت، به صورت نمایدن استفاده می کند. اما اگر از زوایه ای دیگر به تعزیه نگاه کنیم، درمی یابیم که این هنر فراتر از تئاتر است چرا که آمیخته ای از نمایش، شعر و ادبیات، موسیقی و دین و مذهب است.

تفاوت دیگر در این است که تماشاگر علی رغم اینکه فرجام نمایش را در تعزیه می داند، اما همواره و به دفعات اجرای این نمایش را تا انتها دنبال می کند.

در شبیه خوانی بیننده میان بازیگر و شخصیت مورد نظر تفاوت قائل است و در واقع فاصله گذاری را رعایت می کند. بار ها دیده ایم که در میان اجرا، شخصیت های مخالف در برابر کامیابی ها یا رنجی که بر یک شخصیت رفته است، واکنش نشان می دهند.

مثلاشمر بر شهادت حضرت امام حسین(ع) می گرید. شبیه خوانی به دلیل ویژگی های خاص موسیقایی، ادبی و هنری، هنرمندان خاص خود را می طلبد.

سال ها پیش قرار شد بنده به همراه تعدادی از بزرگان تعزیه از جمله سیدحسن خوش ضمیر، مرتضی سلیمانی، استادان شم فیاض، علی محمد حجازی، حسین نورایی و حسن ترابی که همگی به رحمت ایزدی پیوسته اند، مجلس شهادت حضرت مسلم را اجرا کنیم. نسخه کوتاه صیاد را به یکی از هنرمندان کشور دادند. ایشان مدتی با گروه تمرین کرد. وقتی گروه داوری رادیو و تلویزیون برای بازبینی آمدند، گفتند که ایشان را از ترکیب گروه خارج کنید زیرا خواندن و راه رفتن ایشان مناسب اجرای تعزیه نیست. در نهایت نسخه صیاد را به یکی از شبیه خوانان سپردند.

نقش کارگردان در اجرای شبیه خوانی بر عهده کیست؟

طبق شواهد تاریخی، در زمان صفویه و دوران قاجار، در مجالس تعزیه شخصی ملقب به معین البکاء یا ناظم البکاء، فهرست گردان بوده که در واقع نقش رهبری تعزیه را بر عهده داشته است. نقش هر یک از شبیه خوان ها را تعیین می کرده و در کارش شخصی آگاه و مسلط بوده است.

معین البکاء بایستی قبل از شروع هر مجلسی، لیست کاملی از وسایل و البسه مورد نیاز را به مسوول تدارکات (پارو یا بقچه کش) بدهد و وجود همه ابزار مورد نیاز را کنترل کند.

فهرست گردان بایستی بر متن تمامی نسخ تسلط کامل داشته باشد. معین البکاء در حالی که عبایی بر دوش و عرقچینی بر سر دارد، گرداگرد خیمه گاه می گردد و با فهرستی که در اختیار دارد، نوبت هر شبیه خوان را به او یادآور می شود.

چنانچه قسمتی از دیالوگ ها را فراموش کرد، سریعا به او گوشزد می کند و چگونگی اجرا و حرکات را به بازیگران می گوید.

ضمنا معین البکاء رابطی است میان نوازندگان آلات موسیقی و شبیه خوان ها. ایشان دستگاه های موسیقی مورد نیاز در هر قسمت شبیه خوانی را به هر دو طرف یادآور می شوند.

در اجرای تعزیه چه عوامل دیگری دخیل هستند.

برپا دارنده مجالس را بانی می گویند. علاوه بر معین البکاء در مجالس مختلف تعزیه، معمولاشهادت خوان، امام خوان، موافق خوان، مخالف خوان، زنانه خوان ، بچه خوان، تخت نشین، شیپورچی و طبال و بقچه کش یا پارو در اجرا ایفای نقش می کند.

یکی از ویژگی های هنر نمایشی شبیه خوانی لباس ها و انتخاب رنگ برای گر وه های مختلف بازیگر است. در این مورد هم توضیح دهید.

لباس های مورد استفاده در تعزیه شامل قبا، شلوار، شال کمر، چپیه، آگال، دوربند و شال غمامه، یشماق(پوشیه زنانه)، پیراهن، پاپوش (چکمه) و... است که این لباس ها متناسب با نوع پوشش در آن دوران طراحی شده است. اما انتخاب رنگ برای پوشش هر گروه شبیه خوان معنا و مفهوم خاص خود را دارد. رنگ قرمز و تند مزین به نقش و نگار مربوط به اشقیا و مخالف خوان هاست. از رنگ سیاه نیز برای پوشش زنانه خوان استفاده می شود. از رنگ سیاه در پوشش مخالف خوان ها زمانی که شقاوت آنها به حد اعلی می رسد استفاده می شود. (مثل ابن ملجم، منقذ و حرمله)

در پوشش مخالف خوان ها و به ویژه نقش اول مخالف بایستی مناسب رنگ در پوشش رعایت گردد. یعنی قبا، شال کمر، شلوار، دور خود و پر آن به رنگ قرمز باشد. برای موافق خوان ها از رنگ های سبز، سفید، قهوه ای، زرد، آبی و مشکی در پوشش قبا، شلوار و شال کمر استفاده می شود. رنگ لباس امام و علی اکبر سبز، قاسم سبز یا آبی، فرزندان زینب سفید یا آبی است. در پوشش حربن ریاحی از رنگ زرد استفاده می شود. حضرت عباس سبز و حضرت مسلم از پوشش حربن ریاحی از رنگ زرد استفاه می شود. انتخاب نوع پوشش متناسب با جایگاه و شخصیت هر نقش است. امام و خوان همواره قبا بر تن و عبا بر دوش و عمامه بر سر دارد.

شهادت خوان ها و نقش اول مخالف از زره و کلاهخود استفاده می کنند. ابن زیاد بایستی لباس مناسب فرمانداری با عمامه مشکلی یا زرد در برنماید.

تخت نشین ها از لباس های مرصع و تاج یا عمامه زر افشان استفاده می کنند و کمربند زرین بر کمر می بندند.

اما لباس زنانه خوان در تعزیه شامل پیراهن بلند، شلوار، چپیه مشکی و یشماق جهت پوشش صورت است.

لباس هند، همسر یزید باید زیبا باشد. پیراهن زرد با رنگ های دلپذیر و روسری زرین وجبه یا شنل زیبا در برکند.

وسایل و ابزار مورد استفاده در نمایش تعزیه هم منحصربه فرد است. معمولااز چه ابزاری استفاده می شود؟

اجرای تعزیه نیاز به صفحه آرایی خاصی ندارد و اغلب بدون هیچ صحنه از پیش تعیین شده ای می توان آن را اجرا کرد. از همین رو برخی از دست اندرکاران نمایش اروپا از جمله گروتوفسکی لهستانی، تعزیه را جلوه ای از تئاتر ساده و ناب می داند. دایره استفاده از وسایل، متناسب با موضوع نمایش تعزیه بسیار متنوع و گسترده است که بنده نمونه هایی از آنها را به عنوان مثال می آورم.

مهم ترین وسایل جنگی شمشیر، خنجر، سپر، تیر و کمان، گرز، زره، کلاهخود و پر، پرچم، بیرق است.

اما در اجرای هنر نمایشی شبیه خوانی به دلیل محدودیت های موجود، چنانچه به تقدس ماجرا آسیب نرسد استفاده از وسایلی به عنوان سبیل کاربرد فراوان دارد.

پرچم های سبز، سرخ و سیاه نماد اهل بیت، علم نماد درفش سپاه امام حسین(ع)، تشت آب به نشانه رود فرات، شاخه هایی از درخت بید یا کاج سمبل نخلستان و درخت، نیم تنه بلند و سفید یا کفنی، نشان از نزدیکی مرگ و شهادت، ریختن کاه بر سر به نشانه عزا و ماتم، اسب سفید و زیبا سمبل ذوالجناح، گهواره آغشته به خون، بیانگر به شهادت رسیدن کودک شیر خوار اباعبدالله بن الحسین.

در اجرای نمایش تعزیه چه آداب خاصی باید رعایت شود؟

در محل برگزار نمایش شبیه خانی، قبل از شروع، شیپورچی و طبال آهنگ و مارش های مختلفی را می نوازند و بدین ترتیب شروع تعزیه را اعلام می کنند.

سپس تعزیه خوان ها روی صحنه آمده و شروع به پیش خوانی می کنند. پیش خوانی با رباعی شروع می شود. آوازی در پی آن می آید و سپس نوحه خوانی اجرا می شود.

این پیش واقعه متناسب و مرتبط با تعزیه اصلی خوانده می شود و در واقع بیان خلاصه ای از تعزیه است.

بعد از آن شبیه خوانی یا تعزیه آغاز می شود البته در هر تعزیه گوشه های مختلفی نیز خوانده می شود. این گوشه ها شامل حوادثی است که در ارتباط با تعزیه اصلی است و در قالب یک نمایش فرعی تدوین شده و همراه تعزیه اجرا می شود.

از دیگر آداب تعزیه خوانی، رعایت ادب و احترام از سوی هر گروه موافق و مخالف خوان نسبت به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) در طول برگزاری نمایش است. هر دو گروه در مواجهه و رویارویی با امام در نهایت احترام بااو برخورد کرده و با ادب سخن می گویند.

در پایان مراسم شبیه خوانی نیز معین البکاء بر قاتلان سیدالشهدا لعن و نفرین فرستاده و عزاداری و سینه زنی در آن مصیبت توسط حاضران صورت می پذیرد.

نمایش شبیه خوانی بیشتر در چه مکان هایی اجرا می شود؟

اگر به گذشته های دور و به ویژه دوران قاجار بازگردیم، اجرای شبیه خوانی بیشتر در حیاط کاروانسراها، بازارها، میادین، فضای باز یا منازل شخصی اجرا می شد.

پس از آن این مجالس، به حسینیه ها و تکایا راه یافت و امروزه این مجالس بیشتر در فضای باز یا تکایا اجرا می شود.

به نظر می رسد، تکایا مکان های ویژه اجرای نمایش های شبیه خوانی است. تکایای مهم و معروف در کدام شهرها می باشند؟

با راه پیداکردن تعزیه به دربار ناصرالدین شاه قاجار با دستور وی و مباشرت در ستعلی خان معیرالممالک، عظیم ترین نمایشخانه اعصار ایران با گنجایش 20 هزار نفر که متاثر از معماری آلبرت هال لندن بود، با زیبایی چشم نواز و خیره کننده به نام <تکیه دولت> ساخته شد و بر اثر مخالفت هایی به تعزیه خوانی اختصاص یافت. تختگاه این تکیه منحصر و به شکل دایره ساخته شده بود.

به دنبال آن تکیه نائب السلطنه عضدالملک، صاحب دیوانی، اسماعیل، خلج ها، منوچهرخان، سپه سالار، سرچشمه، ولی خان، حاج رجبعلی تفرشی و تکایای دیگر در تهران ساخته شد.

بنا بر نقلی، در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه 200 تا 300 سکان برای اجرای تعزیه اعم از تکیه و حسینیه و میدان وجود داشت که اکثر آنها در دوران افول تعزیه تخریب شد.

معماری این تکایا معمولااز ویژگی های خاصی برخوردار است. ساختار این مکان ها چگونه است؟

معماری و ترکیب ساختمان های تکیه بدین صورت است که محل اجرای نمایش در وسط به صورت سکوی بزرگی است به بلندی نیم متر و به اشکال مربع یا مستطیل. از دو طرف پله و راه شیبداری برای رفت و آمد شبیه خوان ها وجود دارد که به آن تختگاه یا خیمه گاه می گویند.

چهار طرف این خیمه گاه فضایی است به طول و عرض مناسب که محل رفت و آمد شبیه خوان ها و تاخت و تاز اسب ها و عبور کاروان است.

دور تا دور تکیه ها حجره هایی وجود دارد که محل نشستن تماشاگران است. در طبقه بالاطاق نما و غلام گردش هایی ساخته می شود که مخصوص زن هاست.

یکی از اتاق ها یا حجره ها که همکف است، به عنوان رخت کن یا لباس خانه استفاده می شود. تکیه حداقل دارای دو درب ورودی و خروجی است که راه به فضای پشت تکیه که محل نگهداری اسب ها و شترهاست، دارد.

در حال حاضر این سبک تکیه ها بیشتر در کدام مناطق دیده می شود؟

بیشتر در شهرهایی مانند قم، قزوین، تفرش، اصفهان و شهرهای اطراف آن و شیراز و مشهد می توان این سبک تکیه را دید. تکیه معاون الملک در کرمانشاه با وجود معماری زیبا و مثال زدنی فاقد تختگاه است.در تفرش و روستاهای اطراف تعداد زیادی تکیه وجود دارد که در سال های اخیر تعدادی از آنها به طرز زیبایی مرمت و بازسازی شده اند و معمولادر طول سال در تکایای معروف این شهر و به مناسبت های مختلف مراسم شبیه خوانی برپا می شود. تکیه قدیمی زاقرم تفرش نیز جزو آثار ملی به ثبت رسیده است. 

 

 

استاد رضا حیدری

سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
تعزیه و تاریخچه آن نزد خاورشناسان

تعزیه
تعزیه، در لغت به معنى سوگوارى [تعزیت‏]، برپاى داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر، و پرسیدن از خویشان مرده است؛ ولى در اصطلاح، به گونه‏اى از نمایش مذهبى منظوم گفته مى‏شود که در آن عده‏اى اهل ذوق و کار آشنا در مناسبتهاى مذهبى و به صورت غالب، در جریان سوگواریهاى ماه محرم براى باشکوه‏تر نشان دادن آن مراسم و یا به نیت آمرزیده شدن مردگان، آرزوى بهره‏مندى از شفاعت اولیاى خدا به روز رستخیز، تشفى خاطر، بازیافت تندرستى، و یا براى نشان دادن ارادت و اخلاص فزون از اندازه به اولیا ـ به ویژه اهل بیت پیامبر علیهم السلام، با رعایت آداب و رسوم و تمهیدهایى خاص و نیز بهره‏گیرى از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخى از موضوعات مذهبى و تاریخى مربوط به اهل بیت ـ به ویژه واقعه کربلا [امام حسین؛ واقعه کربلا] را پیش چشم بینندگان بازآفرینند. بر خلاف معنى لغوى تعزیه، غم‏انگیز بودن شرط حتمى آن نیست و ممکن است گاه شادى‏بخش نیز باشد. بدین معنى که اگر چه هسته اصلى آن گونه‏اى سوگوارى و یاد کرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهبارى است که بر اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و یاران نزدیکش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تکامل کمى و کیفى و گونه گونى و تعدد آن تعزیه‏هایى در ذم دشمنان دین و خاندان پیامبر (ص) پرداخت شده که نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلکه سخت مضحک و خنده‏آور نیز هستند [تعزیه مضحک‏] . در این میان تعزیه‏هایى تفریحى نیز چهره نمایانده‏اند . که از آن جمله‏اند: تعزیه‏هاى درةالصدف، امیر تیمور، حضرت یوسف، و عروسى دختر قریش . شیوه برپا کردن آن نیز چنین است که با پایان گرفتن هر مجلس سوگوارى یا دسته روى ـ و یا حتى به صورتى جداگانه ـ عده‏اى شبیه خوان [شبیه‏] در هر جایى که مناسب تشخیص دهند، مى‏ایستند و نوازندگانى که از قبل همراه آنانند به زدن طبل یا شیپور آغاز مى‏کنند و در همان میان نیز زمینه را براى برپا کردن تعزیه آماده مى‏سازند. این زمینه معمولا عبارت است از شکل دادن دایره‏اى محل نمایش، جاى دادن سکوهایى کوچک و بزرگ [تختگاه‏] براى مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمایش، و همچنین [علم‏] و [کتل‏]، و نصب پرچمهاى سبز و سرخ و سیاه. زدن طبل و شیپور در چنین لحظه و مناسبتها به خودى خود پیام از اجراى نمایش تعزیه مى‏دهد. به محض گردآمدن عده‏اى تماشاگر شبیه خوانى که از شخصیتهاى شناخته شده‏تر نمایش است، ابیاتى چند را به عنوان درآمد برمى‏خواند. مثلا شمر در آغاز کار در حالى که با گامهاى بلند و تند گرد صحنه نمایش را مى‏پیماید چندین بار به صداى بلند مى‏خواند :
الا یاران! نه من شمرم نه این خنجر
مراد از کار ما این است که این مجلس بکا باشد
و سپس معمولا با به اجرا درآمدن پیش‏خوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مى‏گردد. در این نمایش مذهبى براى عواطف تماشاگران مرزبندى تازه‏اى صورت گرفته و براى خندانیدن و خندیدن جاى مشخصى در نظر گرفته شده است. هم از این روست که در این حالت لفظ شبیه خوانى را که آغاز نیز متداول بود و مفهوم شکلى از نمایش را افاده مى‏کرد، به جاى تعزیه که مفهوم تسلیت و سوگوارى دارد، به کار مى‏برند. بر پاى دارنده اصلى تعزیه را بانى و گرداننده آن را تعزیه گردان، معین البکا یا ناظم البکا و بازیگران آن را شبیه خوان یا تعزیه خوان و سایر همکاران بر پایى آن را «عمله تعزیه» مى‏نامند. گاهى نیز لفظ عمله را براى همه دست به کاران تعزیه به کار مى‏برند. در این نمایش محدودیتى براى استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست چنانکه براى باشکوه‏تر جلوه دادن نمایش از هر وسیله ـ به شرط آنکه به تقدس ماجراهاى آن آسیبى نرساند ـ استفاده مى‏شود.
براى نمونه، در عهد ناصر الدین شاه به هنگام اجراى مجلسى از مجالس تعزیه هنگامى که سخن از وجود یک شیر به میان آمد، بى‏درنگ صورت زنده این جانور را که در قفسى محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا گذاردند تا مگر بر جدیت و هیجان صحنه افزوده گردد. از این رو، اگر دیده شود که مثلا شبیه شمر چکمه ولینگتون به پاى دارد و سیگارى خارجى بر لب و افزون برداشتن جقه فرماندهى و قبضه براق شمشیر، تپانچه تیرى در پر کمر، جاى هیچگونه شگفتى نیست. شبیه‏خوانها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آنها مصراعهاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى‏هیچ زحمتى نقش آفرینى خود را دنبال گیرند . بازیگران ناشى یا خردسال را تعزیه گردان، خود با توجه به مندرجات و یادداشتهاى بیاضى که در دست دارد [بیاض‏] از کنار محدوده نمایش راهنمایى مى‏کند. حتى گاهى به شبیه‏خوانهاى کارآزموده نیز تذکراتى مى‏دهد. نقش زنان را هم در این نمایش، به واسطه ممنوعیتهایى که شرع اسلام بر نقش آفرینى زنان بر صحنه‏اى در ملاء عام بسته است، مردان بازى مى‏کنند که در این حالت به آنها «زن خوان» مى‏گویند. طبیعى است که چنین بازیگرانى براى بهتر آفریدن نقش زنان باید صدایى خوش و دلاویز داشته باشند و ترجیحا نقاب بر چهره پوشند. گاه نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوباوه کارآموخته استفاده مى‏شود. در این حالت، اگر چه این نوباوه نقابى بر چهره ندارد، اما به هیچ وجه کمترین نشانى از بزک (گریم) در سیماى وى به چشم نمى‏خورد.
شبیه خوانان در اجراى هر مجلس نوعا دو دسته‏اند: اولیاخوان و اشقیاخوان.
شبیه خوانهایى که نقش اولیا و یارى دهندگان دین را مى‏آفرینند اولیا خوان / مظلوم / انبیاخوان نامیده مى‏شوند، و کسانى که نقش اشقیا و دین‏ستیزان را بازى مى‏کند اشقیاخوان یا ظالم خوان‏اند. اولیاخوانها نقشهاى خود را موزون و خطابه‏اى سر مى‏دهند، اما اشقیا خوانها سخنان خود را ناموزون و معمولى، و در پاره‏اى از موارد، مسخره آمیز بیان مى‏دارند. اولیا خوانها جامه سبز یا سیاه بر تن مى‏کنند و اشقیا خوانها لباس سرخ . اما در مورد سیاهى لشگرهاى هر یک از دو دسته، استفاده از جامه‏هایى بدین رنگها مصداق کاملى ندارند.
نشانه و نماد در تعزیه کاربرد بسیار دارد، چنانکه گفته‏اند این نمایش باغى از نشانه و نمادهاست. از آن جمله‏اند انواع پرچمهاى سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب، و سوگوارى‏اند، علم که نماد درفش سپاه امام حسین (ع) است و گفته‏اند صورت واقعى آن را معمولا سپهسالار وى ـ حضرت عباس ـ بر دست مى‏گرفت؛ طشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالى به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر که وسیله القاى تازه فرود آمدن هرولى یا فرشته به ویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینک سفید براى نشان دادن روح بصیرت و نیکدلى؛ عینک دودى براى جلوه خباثت و بدسگالى فرد مورد نظر؛ عصا که نشانگر تجربه و مصلحت‏اندیشى است؛ نگریستن گاه و بیگاه از میان دو انگشت بزرگ دست براى تأکید بر قدرت و فضیلت اولیاء در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیشبینى؛ بر تن کردن نیمتنه بلند سفید (کفنى) به نشانه نزدیک شدن مرگ و اعلام جانبازى؛ زدن یا افشاندن اندکى کاه بر سر براى نشان دادن ماتم نشینى؛ اسب سپید بى‏سوار به نشانه اسب امام حسین (ع) (ذوالجناح) و به شهادت رسیدن صاحبش؛ گهواره آغشته به رنگ سرخ براى بیان به شهادت رسیدن کودک شیرخوار امام حسین (ع) ـ على اصغر؛ استفاده گاه و بیگاه از کبوترى سفید براى آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القاى حس معصومیت و همدردى در آنها؛ کجاوه نشینى شبیه زنان براى نشان دادن به اسیرى رفتن آنها. نقش‏خوانى بر منبر ویژه اولیاى نامدار است . بزرگى و کوچکى چهارپایه‏هاى که گاه اولیا براى سر دادن نقشهاى خود بر آن مى‏ایستند وسیله‏اى براى مشخص نمودن پایه و مرتبه آنهاست.
در تعزیه از موسیقى نیز استفاده مختصرى مى‏شود، چنانکه کاربرد آن تنها محدود مى‏گردد به یکى دو سازبادى ـ از جمله شیپور یا کرنا (براى اعلام برپایى تعزیه و یا جنگ نمایشى سپاهیان) و نى (امروزه بیشتر قره‏نى) براى سوزناک‏تر کردن لحظه‏هاى احساسى (از جمله، لحظه‏هاى وداع و بیکسى) و در کنار آنها سنج و طبل. از دستگاههاى موسیقى ایرانى نیز در این نمایش بهره‏هایى برده مى‏شد. این بهره‏ورى البته متناسب با موقع و مقام و روحیه شبیه انجام مى‏گرفت . مثلا حضرت عباس عموما چهارگاه، حر عراق، عبدالله ـ پسر امام حسن ـ راک (که به همین جهت، راک عبدالله آوازه یافته است) و زینب کبرى مى‏خواند، و اذان به لحن کرد بیات گفته مى‏شد. اجراى تعزیه نیاز به صحنه آرایى (دکور) خاصى ندارد، چنانکه اغلب بدون هیچ گونه صحنه از پیش تعیین شده‏اى مى‏توان آن را به اجرا درآورد. از همین روست که برخى از دست به کاران نمایش اروپا از جمله یژى گروتوفسکى ـ کارگردان لهستانى ـ تعزیه را جلوه‏اى از «تئاتر بى‏چیز / تئاتر ساده و ناب» به شمار مى‏آورند. اجراى تعزیه از نظر مکانى منحصر به جاى ویژه‏اى نیست، اما به دلیل پیوستگى‏اش با سوگواریهاى عمده مسلمانان، به ویژه مراسم ماه محرم، به ویژه در تکایا [تکیه‏] و حسینیه‏ها یا فضاى باز اطراف آنها، صحن مساجد، میدانچه‏ها و چهارراهها، و یا در عصر جدیدتر، در تماشاخانه‏ها بازى مى‏شود. هر چند نمى‏توان تعزیه را «تئاتر» در مفهوم ویژه و امروزین آن به شمار کرد ـ از آن رو که کشاکش آکسیونى در آن جایى ندارد و طرح یا پیرنگ ماجرا از آغاز به اصطلاح نزد تماشاگران لو رفته است و فرجام کار نیز از همان اوان کار پیداست ـ اما نمایش شناسان در بررسى گونه‏هاى مختلف نمایشى قائل به همانندیهایى میان این نمایش و تئاتر روایى هستند؛ از آن جمله است جنبه بهره بردند از شیوه فاصله‏گذارى یا بیگانه‏سازى که در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش مى‏آفریند، اما شیوه کار او چنان است که در تماشاگر مى‏دمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یکى نگیرد (یا به اصطلاح تئاترى، او را همسان نپندارند)، و بداند که وى فقط نقش افراد را بازى مى‏کند. براى دست یازیدن بدین منظور، یا لحظه‏هایى بازى را قطع نموده به روایت مانده دیگرى از اجرا مى‏پردازد و یا آنکه در برابر کامرواییها یا رنج و شکنجه‏هاى رفته بر آن شخصیت واکنش نشان مى‏دهد. از این جمله است شیوه برخورد سرکردگان اشقیا با اولیاى نامدار و همچنین برشمردن اصل و نسب سیاهکارشان به عنوان معرفى خود در برابر آنها . گریستن شمر بر شهادت امام حسین (ع) که خود از مرتکبان مستقیم این حادثه است، گوشه دیگرى است از کاربست این شیوه. در حال حاضر، اگر چه ذوق برپایى تعزیه به ویژه در روزهاى سوگوارى ماه محرم اندکى دامن گسترانیده، چنانکه گاهى هاله‏اى از آن در میان شیعیان کشورهایى چون هند و پاکستان، ترکیه، لبنان به چشم مى‏خورد، اما مردم کشورها به دلیل دسترسى داشتن به رسانه‏هاى گروهى و بهره‏مندى از تماشاى گونه‏هاى متنوع‏تر نمایش‏هاى ایرانى و خارجى و در نتیجه، به محاق افتادن جنبه آیینى این نمایش، در تعزیه بیشتر به عنوان نوعى از نمایش بومى کهن مى‏نگرند تا به عنوان آیینى فراگیر. به همین خاطر اگر کانونهاى رسمى نمایش یا شمارى از جوانان با ذوق بر این کار اهتمامى نورزند، بارى مردم به خودى خود، شوقى در برپایى آن نشان نمى‏دهند .

تاریخچه
تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق پیدا نیست: برخى با باور به ایرانى بودن این نمایش آیینى، پاگیرى آن را به ایران پیش از اسلام به پیشینه سه هزار ساله سوگوارى بر مرگ پهلوان مظلوم داستانهاى ملى ایران ـ سیاوش (سوگ سیاوش) ـ نسبت داده و این آیین را مایه و زمینه ساز شکل‏گیرى آن دانسته‏اند، و برخى دیگر با استناد به گزارشهایى پیداى آن مشخصا از ایران بعد از اسلام و مستقیما از ماجراى کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش مى‏دانند. از این دوره اخیر آگاهیم که سوگوارى براى شهیدان کربلا از سوى دوستداران آل على (ع) در آشکار و نهان ـ از آن رو که بنى‏امیه روز دهم محرم را روز پیروزى خود مى‏شمرد ـ در عراق، ایران و برخى از مناطق شیعه نشین دیگر انجام مى‏گرفت، چنانکه ابوحنیفه دینورى، ادیب، دانشمند و تاریخنگار عرب، در کتاب خود ـ اخبار الطوال ـ از سوگوارى براى خاندان على (ع) به روزگار امویان خبر مى‏دهد . اما شکل رسمى و آشکار این سوگوارى، به روایت ابن اثیر، براى نخستین بار به روزگار حکمرانى دودمان ایرانى مذهب آل بویه صورت گرفت؛ و آن چنان بود که معز الدوله احمد ابن بویه در دهم محرم سال 352 ق «در بغداد به مردم دستور داد که براى حسین على دکانهایشان را ببندند و بازارها را تعطیل کنند و خرید و فروش نکنند و نوحه بخوانند و جامه‏هاى خشن و سیاه بپوشند و زنان موى پریشان روى سیه کرده و جامه چاک زده نوحه بخوانند و در شهر بگردند و سیلى به صورت بزنند و مردم چنین کنند...» . به هر حال، مى‏توان دریافت که در این میان آنچه محرک ایرانیان در این امر مى‏توانست بود ـ جدا از انگیزه‏هاى سیاسى ـ مانده برخى از آیینها و مراسمى چون سوگ سیاوش نیز بود که در اوایل عهد اسلامى ممنوع گشته و اینکه در سوگوارى براى شهیدان کربلا تجلى مى‏یافت . ابن اثیر در بیان وقایع سال 363 ق از «فتنه‏اى بزرگ» میان سنى و شیعه یاد مى‏کند؛ بدین روایت که اهل سوق الطعام در بغداد، که سنى مذهب بودند «شبیه» جنگ جمل را ساخته و به گمان خود با اصحاب على (ع) مى‏جنگیدند. و این به گمان قوى در معارضه با عمل کرخیان که شیعى مذهب بوده و «شبیه واقعه کربلا» را پدید آورده بودند، صورت گرفته است (آل بویه و اوضاع زمان ایشان) . این سند چنان که پیداست، افزون بر سوگوارى، نمونه‏اى از شبیه‏سازى (البته به گونه صامت) را نیز ارائه مى‏دهد .
دیلمان در سوگوارى‏هاى خود بر سینه مى‏زدند و نمد سیاه بر گردن مى‏آویختند این مراسم و حتى جلسات وعظ و بازگفتن واقعه کربلا تا اوایل سلطنت طغرل سلجوقى آزادانه برقرار بود . اما از آن پس تا تأسیس دودمان صفوى، سوگوارى براى شهیدان کربلا بر اثر فشار و تضییقات حکمرانان سنى مذهب متعصب بیشتر در نهان صورت مى‏گرفت و هر گاه موقعیت مناسبى، پیش مى‏آمد ـ از آن جمله در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده ـ شیعیان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگوارى و بزرگداشت خاندان پیامبر (ص ) مى‏کردند. اما سوگواریها در این فاصله تاریخى سبک و سیاق یگانه‏اى نداشت و در این میان، گونه‏هاى دیگرى نیز در تعزیت پدید آمدند که از آن جمله‏اند: مناقب خوانى شیعیان در برابر فضایل خوانى سنیان (در سده ششم هجرى)، و پرده‏دارى یا پرده‏خوانى که هر دو گونه‏اى از نقالى مذهبى به شمارند، همچنین مقتل نویسى (سده ششم هجرى)، نوحه خوانى و مرثیه خوانى (سده ششم هجرى) و مهمتر از همه روضه خوانى. در کنار اینها دسته گردانیها [دسته‏هاى مذهبى‏] رواج یافت و به ویژه در عصر صفوى که تشیع دین رسمى کشور اعلام گردید و از آن براى یکپارچه کردن کشور خصوصا در برابر عثمانیها و ازبکها که بر آیین سنت بودند استفاده شد، مراسم محرم با توجه و پشتیبانى حکومت وقت به اوج خود رسید. این سیماى تکاملى را مى‏توان چنین خلاصه کرد: نخست دسته‏هاى سوگوارى فقط دسته‏هایى بودند که به آرامى از پیش چشم تماشاگران مى‏گذشتند و به سینه‏زنى و زنجیرزنى و کوبیدن سنج و مانند اینها مى‏پرداختند (سوگوارى به صورت سیار) . این دسته‏ها و علمهایى را که بى‏شباهت به ابزارهاى جنگى نبود با خود حمل کردند و با همسرایى در خواندن نوحه، ماجراى کربلا را براى مردم باز مى‏گفتند. رفته رفته، آوازهاى دستجمعى کمتر شد. در همین هنگام بود که چند واقعه خوان با همراهى سنج و طبل و نوحه‏خوانى ماجراى کربلا را در نقطه‏اى براى تماشاگران نقل مى‏کردند (سوگوارى به صورت ساکن) . کم کم جاى نقالان را شبیه شهیدان کربلا گرفت. کار این شبیه‏ها به این ترتیب بود که با شبیه سازى و پوشیدن جامه‏هایى نزدیک به روزگار واقعه ظاهر مى‏شدند و مصیبتهاى خود را شرح مى‏دادند. مرحله بعدى، گفتگو و محادثه در کار شبیه‏ها بود و همین گونه‏ها بود که به پیدایش بازیگران براى بازآفرینى ماجراهاى تعزیه انجامید . گویند در یک مجلس روضه‏خوانى در تبریز به سال 1050 ق.م «خواننده کتاب [شاید روضة الشهداء] چون بدینجا رسید که شمر لعین حضرت امام حسین (ع) را چنین شهید کرد، همان ساعت از سراپرده، شبیه شهیدان روز عاشورا و نیز شبیه کشته‏شدگان اولاد امام حسین (ع) را به میدان آوردند» (روز شکل‏گیرى شهر و مراکز مذهبى در ایران) . گاه نیز به مناسبت مطالب تصاویرى به خوانندگان نشان مى‏دادند [پرده‏دارى‏] . اغلب سفرنامه‏هاى اروپاییان ـ که از منابع توصیفى این نمایش آیینى به شمار مى‏آیند ـ در این مرحله از تکامل تعزیه در عصر صفویه از وجود شبیه تنى چند از شهیدان کربلا در دسته‏هاى سوگوارى و یا حمل جنگ افزارها و عماریهایى که در تابوتهایى قرار داشته و در تابوتها ( مانند تابوت طفلان مسلم و یا حجله حضرت قاسم) سخن مى‏گویند. نقطه تکاملى این مراسم و نیز بروز نشانه‏هائى مشخص از تکوین تعزیه به دوره میان افشاریه و قاجاریه مى‏رسد، یعنى به روزگارى که دو صورت روضه خوانى و دسته‏گردانى به هم در آمیختند. چنین بود که دسته‏گردانى به شبیه خوانى و عنصر نمایشى، و روضه خوانى نیز جنبه داستان گویى و آواز انفرادى [تک خوانى‏] و دستجمعى [جمع خوانى / همسرایى‏] بدان بخشید (تعزیه سیار در اراک) . به رغم چنین تحولى که در این مرحله در تعزیه دارى پدید آمد و حتى جنبه‏هایى از شکل دراماتیک تئاترى را نیز تا اندازه‏اى در خود داشت، باز هم سخن از تعزیه در مفهوم امروزى آن نمى‏توان به میان آورد، و این البته به واسطه موانعى بود که این آیین از همان اوان کار بر سر راه خود داشت که از آن جمله بودند همان «نهى از تقلید و شبیه‏سازى» حرمت موسیقى، منع از دخالت زنان در نمایشها، و تظاهرات و حتى به راه انداختن دسته‏ها از سوى برخى از عالمان دین» (نمایش کهن ایرانى) . علل روند کند شکل‏گیرى تعزیه در قالب نمایشى آن نیز همینها بوده‏اند. اما به رغم همه این اوصاف، مجموعه عواملى چون روضه‏خوانى، دسته‏گردانى، نوحه خوانى و مهمتر از همه، شبیه سازى رفته رفته دست به دست هم داده آیینى نمایشى را پدید آوردند که سیماى تکامل یافته آن را در عصر قاجار مى‏توان دید. این حرکت هنرمندانه با پشتیبانى‏هاى مستقیم و غیر مستقیم شاهزادگان و حکومتگران قاجار شتابان راه رشد پویید و در دوره ناصرالدین شاه به اوج خود رسید، چنان که این دوره را عصر طلایى تعزیه نام نهاده‏اند. بدینسان، تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهى منازل شخصى اجرا مى‏شد، اینک در اماکن باز یا سربسته تکایا و حسینیه‏ها به اجرا در مى‏آمد. معروف‏ترین و مجلل‏ترین این تکایا یا به تعبیرى نمایشخانه‏ها، تکیه دولت بود که در همین دوره به دستور ناصرالدین شاه و مباشرت دوستعلى خان معیرالممالک ـ گویا به تأثیر از معمارى آلبرت هال لندن و در اصل به نیت اجراى نمایشهاى بزرگ ـ به سال 1304 ق ساخته شد، ولى هنوز ساختمانش تکمیل نشده بود که بر اثر مخالفتهایى چند با این نیت تنها به تعزیه خوانى اختصاص یافت. در کنار عوامل داخلى، عوامل خارجى نیز در پیشرفت و تحول تعزیه دخالتى مؤثر داشته‏اند. از آن جمله‏اند: آمدن سفیرى از فرنگ به ایران در روزگار کریمخان زند که با توصیف تئاترهاى غم‏انگیز کشور خود، وى را به اجراى نمایشهاى همانند آن در ایران ترغیب نمود. سفر کارگزاران و سران دولت ایران به روسیه در عصر فتحعلى شاه که پس از دیدن مجالس نمایش و تئاتر آنجا مصمم شدند شبیه آن را در ایران اجرا کنند، و نیز سفر ناصرالدین شاه به اروپا و دیدن تماشاخانه‏هاى بزرگ و تئاترهاى آن و تمایل به برپایى و اجراى آنها در ایران ـ که چنانکه گفته آمد تکیه دولت یکى از ثمره‏هاى آن بود. بارى، همچنانکه دیدیم از این دوره بود که تعزیه روى به بالندگى نهاد، به گزارش گوبینو در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه ـ در میان سالهاى 1274 تا 1280 ق، دویست تا سیصد جا براى مراسم تعزیه، اعم از تکیه و حسینیه و میدان وجود داشت که هر کدام دویست تا سیصد نفر را در خود جاى مى‏داده‏اند. در اواخر دوره ناصرالدین شاه رفته رفته تعزیه از حالت سوگوارى محض بیرون آمد و جنبه تفننى و تفریحى به خود گرفت، تعزیه مضحک و تعزیه زنانه از همین دوره‏اند. از تعزیه گردانان بنام این دوره که در تحول تعزیه نقش و سهمى بسزا داشته‏اند، یکى میرزا محمد تقى تعزیه گردان است که تحولى مهم در تعزیه ایجاد کرد و «به وسیله برگ و ساز و شاخ و برگ دادن به وقایع، تعزیه را از حالت عوامانه قبل بیرون آورد و جنبه اعیانیت به آن داد» (شرح زندگانى من)، و دیگر پسرش میرزا باقر معین البکاء که در رشد جنبه‏هاى تفریحى و تفننى تعزیه بسیار کوشید و تعزیه مضحک را به حد کمال رسانید. از شبیه‏خوانهاى دیگر این عصر که در تکیه دولت بدین کار اشتغال داشتند، مى‏توان از سید عبدالباقى بختیارى ( عباسى‏خوان، سید زین‏العابدین غراب کاشانى، قلیخان شاهى ـ زینب خان)، حاج بارک الله (مسلم، حر، عباس‏خوان)، بلال صمغ آبادى، ملا عبدالکریم جناب قزوینى، آقاجان ساوه‏اى، ابوالحسن اقبال آذر، سید مصطفى کاشانى (میر عزا) و پسرش آقا سید کاظم میر غم (در عهد محمد شاه و پس از آن) نام برد .
پس از ناصرالدین شاه تعزیه رفته رفته اهمیت خود را از دست داد. در دوره محمد علیشاه و احمد شاه به دلیل دگرگونیهاى اجتماعى و سیاسى از حمایت اشراف محروم گشت . پس از کنار زده شدن محمد على شاه از حکومت (1327 ق) استفاده از تکیه دولت براى تعزیه خوانى ممنوع گشت، و در سال 1311 ش، با ممنوع شدن تظاهرات مذهبى اجراى تعزیه نیز یکسره موقوف گردید . بر این عوامل باید انقلاب مشروطه، نفوذ و فرهنگ اروپا در ایران، و ترجمه و اجراى نمایشنامه‏هاى خارجى را نیز افزود. چنین شد که تعزیه ـ که در آستانه پروردن تئاتر ملى ایران در درون خود بود ـ موقعیت خود را از دست داد و اندک اندک روى به فراموشى نهاد. در سالهاى آغاز دیکتاتورى رضاشاه، یعنى پس از 1304 ش، اجراى تعزیه رفته رفته ممنوع اعلام گردید و پاى به دوران افول خویش نهاد و در روستاها و شهرهاى دور افتاده دوران انحطاط را پیمود. پس از شهریور 1320 ش دیگر بار سر برآورد، اما در برابر انواع سرگرمیهاى جدید ـ به ویژه سینما و تئاتر ـ نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد. چنانکه اشاره شد، هم اینکه جز تلاشهاى جسته گریخته‏اى که گاه و بیگاه در پایتخت مى‏شود، تعزیه به شکلى بسیار ساده و بندرت در برخى از شهرها و روستاهاى دور افتاده اجرا مى‏گردد .

انواع تعزیه
تعزیه از درون سوگواریهاى مذهبى برآمده و خود نیز جزئى از سوگوارى به شمار مى‏رفت. اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملى، تنوعهایى نیز از نظر ترتیب، شکل، و مضمون در آن پدید آمد، چنانکه گاه از تعزیه‏هایى چون تعزیه انتقادى، اخلاقى، شادى‏آور و.. . نام مى‏برند. روى هم رفته، انواع تعزیه را مى‏توان در سه دسته کلى برشمرد: 1) تعزیه دوره؛ 2) تعزیه زنانه؛ 3) تعزیه مضحک.

1) تعزیه دوره
[معمولا تعزیه دوره‏]عبارت است از به نمایش درآوردن چندین دستگاه تعزیه به گونه هم هنگام توسط چندین گروه تعزیه خوان در یک محل یا محلهاى مختلف، چنان که از نظر زمانى با تاریخ وقوع حوادث مطابقت داشته باشد. شیوه کار بدینگونه است که گروه نخست پس از پایان بخشیدن به کار خود در محل نخست، به محل دوم مى‏رود و در آنجا همان دستگاه را تکرار مى‏کند، و دسته دوم جاى آن را گرفته دستگاه دیگرى را به نمایش در مى‏آورد. آنگاه گروه نخست پس از به پایان بردن کار در محل دوم به محل سوم مى‏رود، و گروه دوم نیز که کار خود را در محل یکم پایان بخشیده جاى گروه نخست را در محل دوم مى‏گیرد. اکنون گروه تازه سوم جاى گروه دوم را در محل نخست مى‏گیرد و بدینسان چندین دستگاه تعزیه به صورت همهنگام به نمایش در مى‏آید. در برخى از جاها تعزیه دوره را در میدانى گرد و پر از تماشاگر بازى مى‏کردند. روشن است که در این حالت تغییر محل در پیرامون میدان انجام مى‏شد. در سده اصفهان و سلطان‏آباد اراک هنوز هم تعزیه را در حال حرکت از جایى به جاى دیگر مى‏خوانند. نوع مقابل این تعزیه را که معمولا در جایى به صورت ساکن برگزار مى‏شود، برخى «تعزیه زمینى » مى‏نامند.

2) تعزیه زنانه
نمایش تعزیه‏اى است که روزگارى به وسیله زنان و براى تماشاگران زن، معمولا در دنباله مجالس روضه خوانى اجرا مى‏شد. گویند این نوع تعزیه با حمایت و همت قمرالسلطنه ـ دختر فتحعلى شاه ـ و بعدها عزت‏الدوله ـ خواهر ناصرالدین شاه ـ در منزل نامبردگان پا گرفت و چون جنبه خصوصى و اشرافى داشت، تنها به صورت کارى تفننى برجا ماند و عمومیت و توسعه‏اى نیافت. این تعزیه‏ها را در فضاى باز حیاط ها، یا تالارهاى بزرگ خانه‏ها بازى مى‏کردند. بازیگران شبیه‏خوانهاى زنى بودند موسوم به « ملا» که پیش از آن در مجلسهاى زنانه روضه مى‏خواندند و یا پاى چنین مجالسى راه و رسم بازیگرى را آموخته بودند. نقش مردان مجالس مختلف را نیز خود بازى مى‏کردند. ملا نبات (مخالف خوان) و ملا فاطمه و ملا مریم از شبیه‏خوانها و حاجیه خانم، دختر دیگر فتحعلى شاه، از تعزیه گردانهاى بنام این دوره بودند. درونمایه‏هاى این تعزیه‏ها همچون مضامین تعزیه معمولى بود، با این تفاوت که قهرمانهاى اصلیش را بیشتر زنان تشکیل مى‏دادند از آن جمله‏اند: تعزیه شهربانو، عروسى دختر قریش و مانند آنها. آنها که نقش مردان را بازى مى‏کردند سعى مى‏نمودند با به کارگیرى لباسها و خرده وسایل دیگر، وضع ظاهر خود را به قیافه مردان نزدیک کنند، حتى صدایشان را هم به هنگام بازى تغییر مى‏دادند، و چون تماشاگران نیز همگى زن بودند، پوشاندن چهره نیز دیگر معنى نداشت. تعزیه زنانه تا میان عهد قاجار گاه گاه در خانه‏هاى اشرافیان بازى مى‏شد و رفته رفته تا اواخر این دوره از میان رفت.

3) تعزیه مضحک
تعزیه‏اى است شاد با مایه‏هایى سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین؛ و خمیرمایه آن تمسخر دین‏ستیزان و کسانى است که به پیامبر و امامان و خاندان آنها ستم و یا بى‏ادبى کرده‏اند. در این تعزیه، که در واقع نشانه‏اى است از گسترش و تکامل کمى ـ کیفى پیش واقعه‏ها (گوشه‏ها) و واقعه‏هاى اصلى آن غلو، نقش مهمى دارد و در همه جنبه‏هاى آن به چشم مى‏خورد. اگر اولیاخوانى در این تعزیه‏ها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، در حالى که دیگران هر یک به جاى خود با بازى‏ها و حرکت‏هایى مضحک و خنده‏آور ظاهر مى‏شوند و شادى مى‏آفرینند. گاهى نیز مثلا براى نشان دادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده مى‏کردند که چون مراد از این استفاده توهین و تمسخر به آنها بود، طبعا منعى نیز نمى‏توانست داشت. قنبر یا غلام حبشى در هیأت «سیاه» در این تعزیه‏ها بازى جالب، شیرین، پرطنزى دارد. اسباب این مجالس معمولا تجملى و چشمگیر است. عروسى رفتن فاطمه زهرا (س) [عروسى دختر قریش‏] و مجلس شهادت یحیى بن زکریا از نمونه‏هاى تعزیه مضحک‏اند. این نوع تعزیه‏ها معمولا در جمعه‏ها، عیدهاى مذهبى، و همچنین جز پنج روز دوم از دهه محرم به صورت درآمدى بر یک واقعه اصلى بازى مى‏شد .

تعزیه نامه
تعزیه نامه، عبارت است از متنى که تعزیه گردان براى اجراى تعزیه‏اى گرد آورده یا مى‏نگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیه خوانها پخش مى‏کند. گاهى به تعزیه نامه نسخه نیز مى‏گویند .
تعزیه‏نامه‏ها، پیشینه سرایش و نگارش تعزیه را که معمولا به صورت اشعار عامیانه توسط شاعرانى گمنام و تعزیه‏گردانان سروده مى‏شد، به سالهاى میانى سده دوازدهم هجرى مى‏رسد . زمینه پیدایى و تکامل تعزیه‏ها را نیز باید در مرثیه‏ها جست و جو نمود . سرایش مرثیه‏ها با زمینه رویداد کربلا از گذشته‏هاى تقریبا دور آغاز گشته بود، چنانکه شاید بتوان به اشعارى چند از حدیقة الحقیقة سنایى غزنوى را در دیباچه تاریخى مرثیه به شمار کرد. اما آغاز مرثیه‏سرایى با این مفهوم مشخص و به گونه گسترده مربوط است به سده نهم. مرثیه سرایان نامدارى چون رفیعاى قزوینى (صاحب حمله حیدرى)، کمال غیاث شیرازى، ابن حسام قهستانى (صاحب خاوران نامه)، باباسودایى ابیوردى، تاج الدین حسن تونى سبزوارى، لطف الله نیشابورى، و کاتبى ترشیزى نیز اشعارى در رثاى شهیدان کربلا سرودند. اما نامدارتر از همه اینها محتشم کاشانى است که ترکیب بند مشهور اوجانى تازه در مرثیه سرایى ایران دمید، به گونه‏اى که از آن پس سرودن مرثیه بسیار رایج گشت و در عهد قاجاریه به اوج خود رسید (ترکیب بند محتشم) . منابع داستانى تعزیه‏ها غالبا کتابهاى مقاتل (مقتل نامه‏ها) و حماسه‏هاى دینى و احادیث و اخبار بوده‏اند. از جمله شاعرانى که در این زمینه تلاشى ارزشمند کرده‏اند یکى میرزا نصرالله اصفهانى (شهاب) است که در دوره ناصرالدین شاه و به تشویق امیرکبیر به گردآورى و تکمیل اشعار تعزیه پیش از خود پرداخت و خود نیز تعزیه‏هایى به نگارش آورد که تعزیه مسلم، از جمله آنهاست، و دیگر باید از محمد تقى نورى و نیز سید مصطفى کاشانى (میر عزا) نام برد. کاشانى خود تعزیه گردانى بنام بود و «تعزیه حر» بدو منسوب است. ماندگارى برخى از تعزیه‏ها تا اندازه زیادى مرهون نمایش دوستى و ذوق ادبى برخى از کارگزاران خارجى در ایران است. تنى چند از این کارگزاران از سر علاقه نسخه‏هایى از مجالس مختلف تعزیه را گردآورى و در برخى از موارد به زبانهایى نیز ترجمه کرده‏اند، از آن جمله‏اند :

1) مجموعه خوچکو
مجموعه‏اى است خطى از 33 تعزیه نامه که هم اینک در کتابخانه ملى پاریس نگهدارى مى‏شود . بر روى نخستین صفحه این مجموعه عنوان «جنگ شهادت» نقش بسته است. این مجموعه در هفتم ژانویه سال 1878 م به کتابخانه وارد و ثبت شده است. دارنده قبلى و سفارش دهنده تهیه آن در ایران الکساندر ادمون خوچکو ـ شاعر، دیپلمات و نخستین ایرانشناس لهستانى بود که چندى نایب سفارت روسیه در تهران بود و سپس به عنوان نایب کنسول به رشت رفت. در 1840 م استعفا کرد و به فرانسه رفت و پس از انجام کارهاى فرهنگستانى مختلف در 87 سالگى در همانجا درگذشت. وى که زبان فارسى را بسیار خوب مى‏دانست و به واقع، نخستین ایرانشناس متخصص فرهنگ عوام (فولکور) بود، در سال 1877 م فهرست این 33 تعزیه‏نامه را در کتابى به نام نمایش ایرانى به همراه ترجمه‏اى از پنج تعزیه‏نامه جنگ شهادت به چاپ رساند. مجلس بیست و چهارم را شارل ویروللو به سال 1927 م و مجلس هجدهم را کشیشى به نام روبر هانرى دوژنه‏ره در 1949 م ترجمه و چاپ کردند. با در نظرگرفتن تاریخ استعفاى خوچکو مى‏توان فهمید که وى این مجموعه را باید پیش از این سال، یعنى در سالهاى خدمتش در ایران و بى‏گمان در دوره هشت ساله میان 1833 م تا 1840 م یعنى اواخر دوره فرمانروایى فتحعلى شاه و اوایل عصر محمد شاه قاجار تهیه کرده باشد. اما آنچه مسلم‏تر است این است که، به هر حال، این تعزیه‏نامه‏هاى سى و سه‏گانه باید پیش از این دوره در عصر فتحعلى شاه (1212 ـ 1250 ق) سروده و اجرا شده باشند. خوچکو از فروشنده این کتاب نیز در مقدمه نمایش ایرانى نام مى‏برد و مى‏گوید «حسین على خان خواجه که مدیر نمایش دربار است و این تعزیه نامه‏ها را به من فروخته، به عنوان سراینده و مؤلف این تعزیه‏نامه نیز شهرت دارد و اگر خود آنها را نسروده باشد، بى‏شک در ویراستن بعضى از آنها دست داشته است» . از این سى و سه تعزیه‏نامه که به گمان خوچکو از همه مجموعه‏هاى دیگرى که وى مى‏شناخته کامل‏تر است، پنج تعزیه نامه دوبار آمده است، یعنى شمار مجالس آن در واقع از بیست و هشت بیشتر نیست. از همین جا مى‏توان فهمید که شمار مجالس رایج و معمول آن روزگار بسى بیش از اینها نبوده و مثلا نمى‏توانسته به دو یا سه برابر این تعداد برسد. اگر چه پیتر چلکووسکى در مقاله خود، «از نمایش دینى تا نمایش ملى» ، در بررسى تعزیه‏نامه‏هاى این مجموعه مى‏نویسد «از مشخصات تعزیه‏هاى این دوره یکنواختى، حرکت اندک، و وجود تک خوانى [مونولوگ‏] طولانى و زیاد و صحنه‏هاى وداع پى در پى و خسته‏کننده است و مى‏توان گفت که در مجموعه خوچکو پیش واقعه به چشم نمى‏خورد ...» ، با این همه، به تحقیق، متنى قدیمى‏تر از تعزیه‏هاى این مجموعه به دست نیامد، و ارزش آن نیز در همین قدمت است.
فهرست تعزیه‏نامه‏هاى خوچکو به ترتیبى که در مجموعه وى آمده بدین شرح است :
1) خبر آوردن جبرئیل بر پیغمبر (ص) که امام حسن (ع) از زهر شهید شود و امام حسین (ع) را در کربلا به ستم شهید کنند؛ 2) وفات پیغمبر (ص) ؛ 3) غصب نمودن عمر باغ فدک را؛ 4) وفات فاطمه علیها سلام؛ 5) وفات حضرت امیر (ع) ؛ 6) شهادت امام حسن (ع) ؛ 7 ) شهادت حضرت امام حسین (ع) ؛ 8) رفتن مسلم بن عقیل به کوفه؛ 9) شهادت طفلان مسلم؛ 10) شهادت طفلان؛ 11) حرکت امام حسین (ع) از مدینه طیبه به کوفه خراب؛ 12) آمدن حر سر راه حضرت (ع) ؛ 13) ورود حر سر راه حضرت امام (ع) ؛ 14) راه گم کردن امام حسین ( ع) ؛ 15) ایضا راه گم کردن؛ 17) شهادت حضرت عباس، برادر امام حسین (ع) ؛ 18) شهادت على اکبر پسر ارشد امام حسین (ع) ؛ 19) شهادت قاسم بن حسن حسن برادر زاده امام حسین ( ع) ؛ 20) شهادت طفلان زینب خاتون خواهر امام حسین (ع) ؛ 21) گل فرستادن فاطمه صغرى دختر امام حسین (ع) از مدینه به کربلا؛ 22) کتاب نوشتن فاطمه صغرى دختر امام حسین ( ع) به پدر بزرگوار؛ 23) شهادت على اصغر طفل شیرخوار امام حسین (ع) ؛ 24) شهادت حضرت امام حسین (ع) ؛ 25) آمدن پیغمبران بر سر نعش امام حسین (ع) ؛ 26) آب آوردن زنان بنى‏اسد جهت اهل بیت امام حسین بعد از شهادت امام حسین (ع) ؛ 27) رفتن سکینه به مجلس ابن سعد براى گرفتن اجازه دفن اجساد شهیدان (این تعزیه‏نامه در متن فارسى عنوان ندارد ـ عنوان مزبور از روى فهرست فرانسوى مندرج در کتاب نمایش ایرانى ترجمه شده؛ 28) مجلس غارت خیمه‏گاه امام حسین (ع) ؛ 29) مجلس خطیب ولید؛ 30) مجلس دیران فرنگى؛ 31) دفن کردن جماعت بنى اسد شهدا را؛ 32) ایضا مجلس دیرانى فرنگى؛ 33) خبر فرستادن خاندان امام حسین (ع) به مدینه (این تعزیه‏نامه در متن فارسى عنوان ندارد . عنوان آن از روى فهرست فرانسوى کتاب نمایش ایرانى ترجمه شد.

2) مجموعه پلى
مجموعه‏اى است از سى و هفت مجلس تعزیه، که به کوشش سرهنگ سرلوئیس پلى ـ کارگزار دولت انگلستان در جنوب ایران ـ فراهم آمده است. پلى که از سال 1241 ق / 1862 م یازده سالى را در بندر بوشهر گذراند، به گفته چلکووسکى چندان از نمایشهاى محرم ) تعزیه) متأثر گشت که هر سى و هفت مجلسى را که از قرار معلوم شفاها شنیده و ضبط کرده بود، به انگلستان گردانید و آنها را پایه نگارش کتابى قرار داد با نام تعزیه حسن و حسین که به سال 1879م در لندن انتشار یافت و چندى پیش نیز بار دیگر به چاپ رسید. این مجموعه که صورت فارسى تعزیه‏نامه‏ها در آن به چشم نمى‏خورد، در مقایسه با مجموعه خوچکو ـ که به چهل سال پیش تعلق دارد ـ از موضوعات گسترده‏اى برخوردار است. بدین معنى که مجالس آن از هنگامى که شهادت براى امام حسین (ع) مقدر مى‏شود تا روز رستخیز را ـ که حضرت از سوگواران خود شفاعت مى‏کند ـ در بر دارد.

3) مجموعه چرولى
این مجموعه با در برداشتن 1055 تعزیه‏نامه از مجالس مختلف تعزیه، از نظر شمار و حجم، مهم‏ترین مجموعه تا به امروز است. این مجموعه را انریکو چرولى، که روزگارى سفیر ایتالیا در ایران بود، در سالهاى 1329 ق / 1950م تا 1334 ق / 1955م با یارى على هانیبال گرد آورده و به کتابخانه واتیکان در روم هدیه کرده است. هموطنش ـ اتو روسى ـ به تهیه فهرستى توصیفى آغاز کرد که پس از مرگش دیگر هموطن او ـ آلسیوبومباچى ـ آن را تکمیل و در سال 1961م زیر عنوان فهرست درامهاى مذهبى ایران چاپ و منتشر نمود. عناوین مطالب آن عبارتند از: پیشگفتار؛ مقدمه؛ مآثر مذهبى و مسائل آن؛ مجموعه چرولى؛ نویسندگان و مصنفان؛ تاریخبندى؛ مبدأ اصل نسخ؛ داستانها؛ محکهاى قضاوت در نوشتن آن فهرست؛ فهرست راهنما؛ فهرست آدمها؛ فهرست آدمهائى که در حاشیه و یادداشتها آمده‏اند؛ فهرست جاها و ملل؛ فهرست نسخ عربى و ترکى؛ از این گذشته از بسیارى از تعزیه‏خوانها نیز در این مجموعه نام مى‏رود. نسخه‏هاى معرفى شده تاریخهاى متفاوتى بر خود دارند. قدیمى معرفى شده تاریخهاى متفاوتى برخود دارند . قدیمى‏ترین نسخه این فهرست مربوط است به دوره فتحعلى شاه و جدیدترین آن نیز تعلق دارد به روزگار حاضر.

4) مجموعه لیتین
مجموعه‏اى از پانزده مجلس، که به کوشش ویلهلم لیتین ـ کنسول اسبق آلمانى در بغداد ـ فراهم گشت. وى از نسخه اصلى این پانزده عکسبردارى کرد و بر آن بود که آنها را به آلمانى ترجمه کند، که البته چنین نشد. این مجموعه نخستین بار به کوشش فردریک روزن زیر عنوان نمایش در ایران به چاپ رسید (برلین، لایپزیک، 1929م) و چند سال پیش نیز تجدید چاپ شد . یان ریپکا در بررسى مجموعه لیتین بر اهمیت آن تأکید ورزیده، از آن رو که به گفته وى چهارده مجلس آن متعلق است به سالهاى 1831 م، 1834م، و تنها یکى از آنها از سده بیستم است. اگر چه در ایران تلاشهایى توسط شمارى از پژوهشگران و دوستداران نمایش تعزیه براى گردآورى، تنظیم، چاپ و نشر تعزیه‏نامه‏ها صورت گرفته ـ که از آن جمله‏اند متون به چاپ رسیده از مرتضى هنرى، صادق همایونى، بهرام بیضایى، فرخ غفارى، جابر عناصرى و همچنین «کانون نمایشهاى سنتى و مذهبى» ـ اما نسخه‏هاى متعدد دیگرى نیز هستند که شایان نام بردن‏اند، از آن جمله‏اند: 1) نسخه‏هاى مرحوم سید مصطفى ـ میر عزا کاشانى؛ 2) نسخه‏اى از مرحوم حاج ملا کریم جناب قزوینى که گویا در موزه مردم شناسى ضبط شده باشند؛ 3) نسخه‏هاى ده روزه عاشورا که بنا بر گفته‏هایى به وسیله مرحوم حاج میرزا حسین علامه نورى و تنى چند از علما به نگارش آمده است . اما به رغم همه این دانسته‏ها، هنوز تاریخ دقیق سرایش نخستین تعزیه‏نامه‏ها و نیز شمار آنها را به درستى نمى‏دانیم، و این خود به چند دلیل است: یکم) بیشتر تعزیه سرایان چون پاداش معنوى و اخروى را منظور کار خود داشته‏اند، نامى از خود در پایان تعزیه‏نامه‏ها نمى‏آورند؛ دوم) سروده شدن بسیارى از نسخه‏ها به زبانها و گویشهاى محلى کشور، از جمله مازندرانى، گیلانى، کردى و ترکى، که در همان مناطق یا از میان رفته و یا به فراموشى سپرده شده‏اند؛ سوم) مخالفت برخى از علماى دینى با تعزیه و همچنین خصلت بدیهه گویانه این هنر که ضبط و ثبت آن را دشوار مى‏نمود. از تعزیه نامه‏هاى معروف مى‏توان اینها را شمرد: شهادت امام، حجةالوداع، مسلم، وفات ابراهیم، دو طفلان مسلم، دو طفل زینب، وفات امام موسى کاظم، حضرت عباس، حضرت معصومه، شهادت على اکبر، تعزیه حر، ورود به شام، ورود به کوفه، خروج مختار، تعزیه بنى‏اسد، تخت سلیمان، فتح خیبر، ضربت خوردن حضرت امیر، شهادت امام حسن، وفات پیغمبر، وفات فاطمه، ذبح اسماعیل، باغ فدک، امیر تیمور و والى شام، عید الله عفیف، شهادت امام رضا، شهادت على اصغر، شهادت قاسم، عروسى شهربانو، عروسى دختر قریش، دل درد یزید و شست بستن دیو .

منابع :
تعزیه در ایران؛ تعزیه هنر بومى پیشرو در ایران؛ کتاب نمایش (1 و 2) ؛ دایرة المعارف فارسى (1 و 2) ؛ جنگ شهادت؛ شبیه و شبیه خوانى (مقاله / یزدانى ).
کتاب دایرة المعارف تشیع، ج 4، ص 440

سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
نسخه قدیمی از تعزیه

نسخه تعزیه

سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
جشنواره آئین سنتی

به گزارش سرویس فرهنگی‌هنری برنا به نقل از مرکز هنرهای نمایشی، از میان 20 اثر این بخش که از سوی محمدحسین ناصربخت، عظیم موسوی و داود فتحعلی‌بگیی مورد بازبینی قرار گرفتند، 6 اثر به جشنواره راه یافت که 3 اجرا به شکل قطعی و 3 اجرا منوط به اعمال نظرات هیأت انتخاب در جشنواره حضور خواهند داشت.

3 اجرای قطعی حاضر در جشنواره"جنگ بربر" به کارگردانی یوسف شاه‌حسینی از تفرش، "عاشق شدن خسرو انوشیروان"به کارگردانی محمدعلی سیفی و مهدی دریایی از اراک  و"مجلس اسلام آوردن مالک اشتر نخعی" به کارگردانی احمد عزیزی از تهران خواهند بود و 3 اجرای"سلیمان و بلقیس" به کارگردانی علاءالدین قاسمی از تهران، "عباس هندو" به کارگردانی حسن عنایت‌پور از سبزوار و"مجلس خاتم بخشیدن مولا علی(ع)" به کارگردانی محمدحسین سلجوقی‌نژاد از کرمان منوط به اعمال نظرات هیأت انتخاب در جشنواره حضور خواهند داشت
سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
مراسم ثبت ملی تعزیه
سه‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1388
مراسم ثبت ملی تعزیه

دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388
هاشم فیاض...

مرحوم هاشم فیاض درسال ۱۲۹۵ در محله سنگلج تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.

چنان که خود در خاطراتش گفته است در کودکی و به تشویق مادربه تعزیه خوانی روی آورد؛ در زمان حکومت محمدعلی شاه کودکی پنج ساله بودکه به دیدن تعزیه علاقه بسیار پیدا کرد. 

دوران تحصیل وی به دلیل مشکلات فراوان تا ششم ابتدایی ادامه داشت؛ فیاض بعدها درمحضر استاد آقا سید کاظم از پیشکسوتان تعزیه آن زمان که به میرغم معروف بود، کسب فیض کرد و سپس به مدت ۱۲سال زیر نظراستاد مشهدی رضا تعزیه خوانی را به صورت حرفه ای ادامه داد. 

مرحوم فیاض ازسن نوزده سالگی شروع به جمع آوری نسخه های تعزیه میرعزا کرد و درزمان حیات خود حدود یکصد نسخه از آن را جمع آوری نمود. 

هاشم فیاض بزرگترین سعادت زندگی خود را شناخته شدن در سراسر کشور به عنوان ذاکر امام حسین(ع) می دانست، با پشت سر گذاشتن دوره کودکی و بچه خوانی و رسیدن به رشد به عنوان تنها بازمانده از تعزیه خوانان تکیه دولت به عنوان تنها استاد مجالس غریب تعزیه شناخته شد. 

او پس از کسب مهارت در زمینه‌های موافق خوانی و مخالف خوانی تعزیه به بالاترین درجه تعزیه یعنی " معین البکاء "ای رسید. 

در دوران مختلف زندگی‌اش به بسیاری از شهرها و روستاهای کشور سفر کرد، در تمام کشور او را به نام عمو هاشم می شناختند، در محلات قدیمی او را با عنوان ”هاشم شمر” می‌شناختند و به گفته‌ خود فیاض، پیتر بروک با معرفی خود به نام " علی بابای " فرانسه او را " علی‌ بابای " ایران صدا می کرد.

فیاض در بسیاری از کشورهای جهان از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا و... به اجرای مجالس مختلف تعزیه پرداخت و توانست توجه بسیاری را به تعزیه ایران معطوف کند، این توجه تا به آنجا پیش رفت که پس از اجرای مجالس تعزیه "حربن‌ یزید ریاحی" و " امام رضا(ع) " به معین البکایی و تعزیه‌خوانی وی در سال 1370 در فستیوال آوینیون فرانسه بزرگانی چون "پیتر بروک" و "ژان کلود ‌کاریر" وی را برای آموزش به آوینیون دعوت کردند و در محضرش به تلمذ نشستند.

بسیاری از شمرخوانان امروز مانند "رضا حیدری"، " اسماعیل محمدی "، "علاءالدین‌ قاسمی "، "حاج رضا لنکرانی "، " ابوالفضل احمدی "، " احمد عزیزی " و... از شاگردان خلف استاد فیاض به حساب می آیند.

هاشم فیاض تربیت کننده تعزیه‌خوانان بسیاری در نسل‌های مختلف است که در مخالف‌خوانی، موافق‌خوانی و بچه‌خوانی و موسیقی فعال هستند ، وی به عنوان یکی از بزرگترین اسباب داران و جامه‌داران تعزیه به شمار می‌آید. با گرد‌آوری 250 عنوان نسخه تعزیه و ملزومات و تکنیک‌های اجرایی آنها حافظه‌ آشنا با روش‌های اجرا و موسیقی تعزیه به حساب می آید.

وی از ابتدای تاسیس کانون نمایش‌های سنتی و آئینی در زمینه تعزیه این کانون را یاری داد و در چند دوره برگزاری همایش تعزیه‌خوانان جوان به عنوان داور حضور داشت و به عنوان اولین عضو موسس انجمن تعزیه خوانان ایران شناخته می شود. 

داوود فتحعلى بیگی، یکى از اعضاى کانون نمایش هاى آیینى و سنتى با ارائه سخنانى درباره هاشم فیاض گفت: او همیشه دوست داشت عزاداریش با عزادارى امام حسین(ع) همزمان شود و به آرزویش رسید.

وی افزود: مطمئن باشید، با خدماتى که هاشم فیاض به هنر تعزیه کرد هرگز فراموش نمى شود؛تعزیه، هنر مقاومت است چون پرچم دار کربلاست.

فتحعلی بیگی افزود: پایمردى ها و ایستادگى هاى افرادى چون هاشم فیاض بود که باعث باقى ماندن تعزیه شد که اگر چنین نبود امروز چیزى به نام تعزیه وجود نداشت. 

به گفته وی، هاشم فیاض با سفر به اقصى نقاط ایران، در جاى جاى کشور، به تعزیه خوانى پرداخت و مردم نقاط گوناگون را با این هنر آشنا کرد. 

 اصغر دشتی از شاگردان استاد فیاض در رابطه با وی گفت: هاشم فیاض همیشه آرزوی مردن در تعزیه را داشت و در زمان برگزاری نخستین سوگواره تعزیه حسینی قم که به عنوان داور حضور داشت، بیماری چند ساله کارش را نیمه تمام گذاشت و سرانجام در روز جمعه 21 اسفند ماه 1383 بر اثر بیماری دیابت در بیمارستان شماره 2 تهران درگذشت و در روز دوشنبه 23 اسفند 1383 از محل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

آخرین تصویر ثبت شده از یگانه استاد بی بدیل تعزیه ایران در نقش همیشگی‌اش در تعزیه یعنی " معین البکا " با پوششی سپید در فیلم " تمرین آخر " ساخته ناصر تقوایی به یادگار مانده است. 

 

 

مرحوم هاشم فیاض

ارزش و اعتبار هاشم فیاض، این استاد مسلم تعزیه مثال زدنی است چون او فقط در نقش تعزیه‌خوان و معین‌البکا فعالیت نکرد بلکه در زمینه ‌گردآوری نسخ تعزیه و آرشیو اسباب و اثاثیه‌ خاص تعزیه نیز دستی داشت.اما تا امروز معلوم نیست چه بر سر داشته‌های او آمده است. به هر تقدیر گردآوری چنین ابزار و نسخه‌هایی که مکمل ماندگاری و بقای تعزیه است، باید از ضروریات فرهنگی کشورمان به شمار آید. فیاض بیش از نیم قرن وقت خود را در شرایط نامساعد حکومت پهلوی وقف اجرای تعزیه کرد و افرادی مانند او بودند که بر ممنوعیت‌های رضاخانی غلبه کردند تا تعزیه به شکل رسمی و اصیلش تا روزگار ما باقی بماند.
اما با این وجود تعزیه از نابسامانی و مصائب بسیار رنج می‌برد. هنری ایرانی و اسلامی که در اربعین‌ امسال توسط میراث فرهنگی به عنوان هنر ملی ثبت شده است.

مرحوم هاشم فیاض